به ملاحظه اينكه از متشابهات مىباشند مطلقا نبايد مورد عمل قرار گيرند چه ظواهر قرآنى و چه ظواهر غير قرآنى همچون ظواهر اخبار و همان مناطى كه در ظواهر آيات است در اخبار نيز وجود دارد چه آنكه مناط عدم حجّيّت ظواهر قرآنى اينست كه نصّ نيستند زيرا در قرآن ناسخ ، منسوخ ، محكم ، متشابه ، عامّ ، خاصّ ، مطلق ، مقيّد وجود دارد و نفس وقوع اين امور باعث شده غير نصوصات از درجه اعتبار ساقط باشند حال عين همين مناط در اخبار نيز متحقّق است زيرا امور ياد شده در اخبار وجود داشته و به همان دليلى كه ظواهر قرآن را از حيّز حجّيّت انداختهاند ظواهر اخبار را مسلوب الحجّيّة قرار دادهاند .
خلاصه جوابى كه از اين اشكال مىدهند اينست كه :
ظواهر اگر مقرون به نصب قرينه بر خلاف نباشند فى حد ذاتها حجّت هستند و بايد به آنها عمل نمود ولى در خصوص ظواهر قرآنى دليل بر عدم حجّيّت آنها قائم شده است و سپس در مقام نقل دليل چهار امر را ذكر مىكند :
الف : آيه شريفهاى كه ما را از اتّباع متشابه نهى نموده و قبلا گفته شد كه ظواهر از مصاديق متشابه مىباشند .
ب : حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ما را از تفسير برأى نهى فرمودند و بديهى است نهى از تفسير ناظر به نهى از ظواهر است چه آنكه خصوص ظواهر نياز به تفسير دارند و بدين ترتيب مطرح سخن واقع مىشوند كه آيا تفسير آنها برأى جايز است يا جايز نيست نه نصوصات .
بنابراين نفس نهى از تفسير برأى خود دليل ديگرى است بر عدم حجّيّت ظواهر قرآنى .
ج : آياتى كه ما را از اتّباع ظنّ نهى فرموده و پرواضح است كه ظواهر مفيد ظنّ بوده و بيش از آن از آنها استفاده نمىشود .
د : حضرات معصومين سلام اللّه عليهم اجمعين هيچيك ظواهر قرآن را از عموم عدم حجّيّت ظواهر و عدم جواز عمل بظنون استثناء نفرمودهاند .
سپس در مقام نقل دليل بر اخراج ظواهر اخبار از حرمت عمل بظنون و ظواهر مىفرماين :
دليل بر جواز عمل بظواهر اخبار و خروج آنها از عموم حرمت عمل بظنّ
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 239
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٣٩