در نتيجه محكم شامل ظاهر نيست .
سپس مطالبى ايراد نموده تا جائى كه كلام را باشكال و جواب از آن منتهى ساخته و شرح اشكال و جواب اينست كه فرموده :
اشكال مطالبى كه ذكر نموديد اگر صحيح باشد دلالت مىكند بر اينكه بظواهر اخبار نيز عمل نمودن جايز نيست
چه آنكه در اخبار و احاديث همچون آيات ناسخ و منسوخ ، محكم و متشابه ، عامّ و مخصّص ، مطلق و مقيّد وجود دارد .
جواب در جواب مىگوئيم اين اشكال وارد نيست
زيرا اگر ما خود مىبوديم و ظواهر بمطلق آنها عمل مىكرديم چه ظواهر كتاب و چه اخبار مشروط به اينكه قرينهاى بر خلاف آنها منصوب نبوده باشد ولى چه مىتوان كرد كه دليل ما را از عمل بظواهر قرآن منع و زجر كرده و آن دليل عبارتست از نفس آيه قرآن كه لسان و منطقش نهى از اتّباع و پيروى از متشابه است و حقيقت و ماهيّت متشابه را بيان و تقرير نفرموده از اين گذشته حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيز ما را از تفسير قرآن نهى فرمودهاند و جاى شكّ و شبهه نيست كه مقصود از تفسير ، تفسير ظواهر است چه آنكه نصّ نيازى به تفسير ندارد پس منظور حضرتش صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از نهى مزبور ، نهى از عمل بظواهر مىباشد .
و باز دليل ديگر بر نهى از عمل بظواهر برخى از آيات قرآنى است كه خداوند متعال در ضمن آنها ما را بر اتّباع از ظنّ ملامت و سرزنش فرموده و مطلق عمل بظنّ را امر مذموم و مكروهى قرار داده است و از اين اطلاق عمل بظواهر قرآن خارج نيست بدليل اينكه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و اوصياء گرامش اين ظواهر را استثناء نفرمودهاند .
سپس مطالبى ديگر ايراد نموده و كلام را ادامه داده تا آنجائى كه فرموده :
و امّا كلام در عمل باخبار و احاديث :
قبلا گذشت كه اصحاب ائمّه هدى عليهم السّلام باخبار واحد بدون فحص