تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
يافت شود كه از حيث معنا واضح نباشد عينا در مصطلحات نيز تشابه تحقّق دارد : مثلا ممكنست شخصى بگويد : اصطلاح من اينست كه عمومات را القاء مىنمايم ولى بسا از آنها قصدم خصوصات است و قرينه‌اى بر مرادم نصب نمىكنم يا چه بسيار شخصى را مورد خطاب قرار مىدهيم ولى غير او را اراده مىنمايم و يا اشباه و نظائر اين اصطلاحات . بنابراين اگر فرض چنين باشد ما هرگز از كلمات اين شخص نمىتوانيم به مرادش قطع و جزم پيدا كنيم بلكه بايد گفت ظنّ نيز بمقصودش براى ما حاصل نمىشود . و بايد گفت كه قرآن شريف از همين قبيل است چه آنكه اين كتاب عزيز بر اصطلاح مخصوصى نازل شده ! البتّه نمىخواهم بگويم كه وضع ترتيب و تركيب كلمات و حروف آن بر اسلوب جديد و غير كلمات و تراكيب اهل محاوره است بلكه مقصودم اينست كه در اين كتاب شريف هم تراكيب مطابق اهل سخن وجود داشته و هم كلمات و تراكيبى بر اسلوب جديد و خلاصه آنكه جملات و عبارات قرآنى اعم از وضع جديد و غير آن مىباشد و احيانا در آن مجازاتى به كار رفته كه عرب و اهل لسان نيز به آنها عرفان و آشنائى ندارند و از اين گذشته بسا در قرآن كلمات مفرده‌اى يافت مىشود كه بكلّى معناى آن غير معلوم و مجهول مىباشد همچون حروف « مقطّعات » كه به مقطّعات السّور معروفند . سپس در تأييد كلام خود مىفرمايد : خداوند سبحان در قرآن شريفش مىفرمايد : در قرآن آيات محكمه‌اى است كه آنها اصل كتاب بوده و آيات ديگرى مىباشد كه متشابه بوده و معانى آنها معلوم نيست تا پايان آيه . در اين آيه خداوند متعال مردم را بر متابعت از متشابهات و عمل به آنها مذمّت و ملامت فرموده و در عين حال براى ايشان بيان نفرموده كه متشابهات چه بوده و مقدار آنها چقدر است بلكه اساسا بيان ننموده كه مراد از اين لفظ و مقصود از آن چيست در عوض بيان و توضيح ماهيّت آن را بخلفاء خودش واگذار نموده تا ايشان