تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
قوله : و امّا ان لا يبقى : يعنى به واسطه فحص به تمام صوارف و قرائن اطّلاع حاصل مىشود فلذا پس از علم تفصيلى به آنها اساسا شكى ديگر باقى نمانده و علم اجمالى حقيقتا منحل مىشود به آنچه بدست آمده . قوله : فلا مقتضى للفحص : يعنى بعد از حصول علم تفصيلى ، زيرا پس از انحلال حقيقى ديگر معنا ندارد از وجود صوارف فحص نمود چه آنكه عدم وجود آنها قطعى مىشود . قوله : و امّا وجود مخالفات فى الواقع الخ : يعنى انحلال حقيقى نيست بلكه انحلال حكمى مىباشد . مؤلّف گويد : انحلال علم اجمالى يا حقيقى است و يا حكمى . مثال انحلال حقيقى : اگر يقينا يكى از دو ظرف بطور غير معيّن متنجّس شد و علم اجمالى پيدا نموديم كه مثلا يك قطره خون در يكى از آن دو افتاده است سپس بعد از تفحّص يقين پيدا نموديم كه ظرف دست راست مثلا متنجّس شده و اساسا احتمال خلاف در آن ندهيم در اينجا علم اجمالى منحل مىشود به علم تفصيلى به نجاست اين ظرف و علم تفصيلى به طهارت ظرف ديگر . مثال انحلال حكمى : حال اگر در همين مثال از راه امارات غير علمى همچون بيّنه و امثال آن مطّلع شديم كه ظرف طرف راست به نجاستى از نجاسات متنجّس است مثلا بيّنه شهادت داد كه در آن يك قطره بول چكيده شده در اينجا حكم اينست كه بگوئيم علىاىّحال از اين ظرف بايد اجتناب نمود پس خون مورد عمل اجمالى نيز ان‌شاءالله در ظرف ديگر نبوده و در همين ظرف افتاده پس علم اجمالى منحل مىشود بعلم تفصيلى بمتنجّس بودن اين ظرف و احتمال و شك بدوى نسبت به ديگرى در اينجا شخص مكلّف و موظّف است از ظرف معلوم بالتّفصيل اجتناب كرده و نسبت بظرف مشكوك اصل طهارت جارى نمايد . پس اين فرض از نظر حكم همچون فرض اوّل وجوب اجتناب از يك ظرف مىباشد ازاين‌رو انحلال علم اجمالى در اين فرض را انحلال حكمى مىخوانند .
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 229 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى