قوله : لو تردّد اللّفظ بين معنيين : همچون الفاظ مشترك لفظى كه قرينه معيّنه در عبارت نباشد يا نظير الفاظى كه از قبيل « اضداد » هستند مانند « مولى » كه مشترك است بين آقا و بنده .
قوله : كما فى العامّين من وجه : يعنى دو عامّ وارد شده كه ظاهر هريك مخصّص ديگرى است پس هركدام صلاحيّت دارند كه به واسطهاش از ظهور ديگرى رفع يد نمود مثلا :
در يك دليل آمده است كه : عالم عادل را بايد احسان و اكرام نمود .
و در دليلى ديگر اين مضمون رسيده كه : فقيه غير هاشمى را نبايد اكرام نمود .
دليل اوّل از جهت اينكه موضوعش خصوص عادل است خاصّ بوده ولى از حيث آنكه نسبت به هاشمى و غير آن قيد و خصوصيّتى ندارد عامّ است چنانچه دليل دوّم موضوعش از حيث غير هاشمى بودن خاصّ ولى نسبت بعادل و غير آن عامّ است پس نسبت بين فقيه غير هاشمى با عالم عادل عموم و خصوص من وجه است و هركدام مىتوانند مخصّص ديگرى باشند لهذا اگر دوّمى را مخصّص اوّلى قرار دهيم حاصل مراد اكرام عالم عادل فقيه هاشمى مىشود و اگر به عكس اوّلى را مخصّص دوّمى قرار بدهيم مقصود عدم اكرام فقيه غير هاشمى فاسق مىگردد .
قوله : و شبههما : ضمير تثنيه به « عامّين من وجه » راجع است و مثال آن مانند عامّ و مطلق كه عامّ صلاحيّت دارد براى تقييد مطلق و مطلق نيز قابل است كه عامّ را تخصيص بزند و هيچ قرينهاى هم بر تعيين اين دو در دست نيست .
مثلا در دليلى آمده كه : اكرم رجلا و اين مطلق است هم فاسق و هم عادل را شامل مىشود .
و در ليل ديگر چنين رسيده : لا تكرم الفسّاق و اين دليل عامّ است به اين معنا هم مرد را شامل شده و هم زن را فرا مىگيرد .
لذا دوران امر بين آنست كه فسّاق را مقيّد رجلا قرار داده يا رجلا را مخصّص « الفساق » دانست .
قوله : وجب التّوقّف فيه : ضمير « فيه » به كلّ واحد من الموارد المذكورة عائد است .
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 223
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٢٣