اين طائفه مىتوانند برخى از غرائب و عجائب قرآن را استنباط كنند و اخبارى كه در جواز عمل به قرآن وارد شده محمول بر اين گروه است ولى غير ايشان نمىتوانند به قرآن تمسّك بجويند و اخبار منع از عمل به قرآن بر اين دسته حمل مىشود چنانچه ابن ميثم نيز به همين نحو اخبار را حمل كرده است .
قوله : و اقوى ما يتمسّك لهم على ذلك وجهان : كلمه « يتمسّك » به صيغه مجهول بوده و ضمير در « لهم » به اخباريّون راجع است و مشار اليه « ذلك » منع از عمل بظواهر كتاب مىباشد .
ادلّه اخباريّون بر عدم جواز عمل به قرآن
[ بحث در مقام ]
مؤلّف گويد :
ايشان جهت اثبات مدّعاى خود به وجوه و ادلّهاى متمسّك شدهاند كه بفرموده مرحوم مصنّف اقواى آنها همان است كه در متن كتاب آمده .
و غير از آن وجوه ديگرى گفته شده كه طبق فرموده صاحب اوثق هشت وجه است كه بطور اشاره و اجمال آنها را ذكر مىكنيم :
1 - دليلى است كه مرحوم استرآبادى آورده و آن اينست :
وى مىفرمايد از جمله ادلّهاى كه دلالت بر منع از عمل به قرآن دارد ترتّب مفاسد بر فتح اين باب است چنانچه علماء عامّه چون اين باب را بر وى خود گشودند به ضلالت و گمراهى افتاده و گفتهاند مقصود از
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ »
سلاطين مىباشد .
2 - اسلوب و روش تأليف قرآن اگرچه عربى است ولى سبك تنظيم كلمات جديد و بر خلاف سائر اساليب كتب و كلمات عرب است بهطورىكه غير از راسخون در علم كس ديگرى قدرت درك آن را ندارد .
3 - آيه شريفه كه مىفرمايد :
هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ ، مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ .