بالظّنّ ) خارج شده .
و مقصود از ظنون مذكوره امور غير علمى است كه با قطع نظر از دليل انسداد باب علم دليل خاصّى بر اعتبارش قائم شده و اين ظنون امورى هستند كه در ذيل تشريح مىشوند :
شرح مقصود
مرحوم مصنّف در جواز عمل بظنّ و عدم آن قاعده و اصل اوّلى را اينطور تأسيس فرمودند كه تعبّد و استناد بظنّ حرام و غير مشروع است مگر ظنّى را كه دليل خاصّ معتبرى بر حجّيّت آن قائم شده باشد .
و چنانچه گذشت دليل و برهان ايشان بر اصل مزبور اينست كه نفس شكّ و ترديد در حجّيّت ظنّ خود كافى است بر عدم جواز تعبّد به آن فلذا در تأسيس قاعده نامبرده نيازى باصل محرز و اقامه دليل ديگر نمىباشد ازاينرو استدلالى كه برخى از اصوليين براى حرمت عمل بظنّ نموده و در طىّ آن بآياتى متمسّك شده كه مضمون آنها نهى از عمل بظنّ و ملامت بر تعبّد و استناد به آن است از نظر ايشان مرضىّ و پسنديده نبوده لاجرم اين استدلال مورد انتقاد قرار گرفته است .
آيات مورد استدلال
مؤلّف گويد :
از آياتى كه برخى به آن تمسّك نمودهاند چند آيه ذيل مىباشد :
1 -
آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ .
« سوره يونس آيه 59 »
2 -
وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ
« سوره اسراء آيه 36 »
3 -
تَقُولُونَ بِأَفْواهِكُمْ ما لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ تَحْسَبُونَهُ هَيِّناً وَ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمٌ .
« سوره نور آيه 15 »
4 -
إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً
« سوره النجم آيه 28 »
5 -
ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ
« سوره النجم آيه 28 »
6 -
ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّباعَ الظَّنِّ .
« سوره نساء آيه 157 » .