ندارد بلكه استحقاق ثواب و اجر نيز به دنبالش مىباشد و آن در وقتى است كه مكلّف آن را بر وجه احتياط و به داعى رجاء محبوبيّت آورده باشد .
شرح مقصود
حاصل فرموده مصنّف در اين عبارات اينست :
خلاصه وجهى كه ما در اينجا آورده و اصلى كه تقرير نموديم چنين مىشود :
عمل به ظنّ و تعبّد به آن با عدم احراز رضايت شارع تعبّد به شكّ و اكتفاء باحتمال مىباشد درحالىكه اين نحو از امتثال از نظر عقل و شرع باطل مىباشد :
امّا از نظر عقل چون از مصاديق شكّ در محصّل غرض است و در چنين مواردى به حكم عقل نمىتوان به عمل اتيانشده اكتفاء كرد .
مثلا اگر طبيب به مريضى بگويد براى رفع صفراء مىبايد در صبح ناشتا سكنجبين بياشامى و مريض يقين دارد اگر سه پيمانه بياشامد غرض حاصل و صفراء زائل مىگردد ولى با آشاميدن دو پيمانه معلوم نيست كه مقصود حاصل گردد مسلّما در چنين موضعى عقل او را موظّف مىكند كه سه پيمانه سكنجبين بياشامد .
و مورد بحث ما نيز از همين قبيل است زيرا مكلّف اگر عمل بعلم يا طريق علمى ( دليل و اصلى كه مدرك حجّيّت آن يقينى است ) نمايد قطع و يقين دارد كه غرض از فعل كه حصول امتثال است تحقّق يافته درحالىكه در عمل بظنّ چنين نيست .
امّا از نظر شارع بخاطر اينست كه مفروض سخن آنجائى است كه اصول و قواعد در صورت عدم علم به مخالفت اصل و قاعده مكلّف را از عمل بر خلاف آنها بر حذر داشته و الزاما وى را موظّف به انجام عمل برطبق آنها ( اصل - قاعده ) كرده .
آنچه تا به اينجا ذكر شد ناظر به صورتى بود كه عمل را با تعبّد و استناد بشارع بياورند .
امّا در غير اين صورت يعنى فرضى كه صرفا عمل را با ظنّ تطبيق داده و بدون تعبّد مبادرت به آوردنش كنند از دو حال خارج نيست :
الف : آنكه عقاب به دنبالش باشد .
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 141
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٤١