اين احتمال و امكان نيست .
قوله : بان يرفعه : كلمه « ان » تفسيريّه بوده و « ان يؤثّر » را تشريح و توضيح مىدهد و ضمير مستتر در « يرفعه » به « الفعل » راجع بوده و ضمير منصوبى در آن به « قبح » عود مىكند .
قوله : الخارجة عن القدرة فى استحقاق المدح و الذّم : مقصود از امور خارج از قدرت افعال صادر از روى جهل است كه با عنوان حسن واقعى مطابق و موافقند .
با توجّه به اين معنا مقصود از استثناء در عبارت كتاب اينست كه :
مگر قائل شويم صرف توافق با عنوان حسن واقعى كافى در استحقاق مدح يا ذمّ نبوده بلكه علاوه برآن علم و اختيار و قصد و امثال اين امور نيز لازم است .
قوله : و هو محلّ نظر بل منع : ضمير « هو » به عدم مدخليّة راجع است و مقصود اينست كه اين قول و التزام به اينكه امور خارج از قدرت در استحقاق مدح و ذمّ دخالتى ندارند و توافق با عنوان حسن واقعى كفايت نمىكند كلامى است مورد اشكال بلكه غير صحيح .
وجه اشكال
وجه اشكال همان است كه قبلا مرحوم مصنّف از محقق سبزوارى عليه الرّحمة نقل فرمود و حاصل آن اين بود : كه بين متجرّى و غير متجرّى يعنى عاصى هيچ فرقى نيست زيرا فعل هر دو وقتى با عنوان قبيح واقعى موافق شد هر دو مورد ذمّ قرار گرفته و فعل هر دو متّصف بقبح مىباشد .
قوله : و عليه يمكن ابتناء منع الدّليل العقلى : ضمير در « عليه » به « منع » راجعست و مراد از « الدّليل العقلى » همان تقريرى است كه قبلا از مرحوم محقّق سبزوارى ذكر شد .
و حاصل مقصود اينست كه : بنا بر منع عدم دخالت امور خارج از اختيار در استحقاق مدح و ذمّ و تثبيت اين معنا كه فعل گرچه خارج از اختيار باشد ولى بعد از صدور از فاعل چهبسا موجب متّصف شدن فاعل به حسن شده و او را در معرض مدح و ثناء قرار مىدهد اينك مىگوييم ،
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 99
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٩٩