طبق اين مبنا مىتوان دليل سابق را جواب داد و گفت :
اساس اين دليل بر اين بود كه افعال خارج از اختيار نبايد مناط و ملاك فرق بين استحقاق مدح و ذمّ و عدم آن قرار گيرند بلكه عاصى و متجرّى از نظر فعل با هم يكسانند :
گوئيم : امر غير اختيارى بعدى ندارد كه مناط در فرق بين عاصى و متجرّى باشد يعنى ملتزم شويم كه متجرّى به ملاحظه اينكه فعلش با عنوان حسن واقعى موافق شده عقاب ندارد ولى عاصى باعتبار انطباق عنوان قبيح بر فعلش معذب و معاقب است .
متن : مدفوعة ، مضافا الى الفرق بين ما نحن فيه و بين ما تقدّم من الدّليل العقلى كما لا يخفى على المتأمّل بانّ العقل مستقلّ بقبح التّجرّى فى المثال المذكور و مجرّد تحقّق ترك قتل المؤمن فى ضمنه مع الاعتراف بانّ ترك القتل لا يتّصف بحسن و لا قبح لا يرفع قبحه ، و لذا يحكم العقل بقبح الكذب و ضرب اليتيم اذا انضمّ اليهما ما يصرفهما الى المصلحة اذا جهل الفاعل بذلك .
ترجمه :
جواب و دفع توهّم
ادّعاى مذكور مدفوع است و صحيح نمىباشد .
و علاوه بين بحث در اينجا ( نزاع با مرحوم صاحب فصول ) و بحث گذشته ( نزاع با مرحوم محقّق سبزوارى ) فرق بسيار است پس با بيانى كه در اينجا جواب از مرحوم صاحب فصول مىتوان داد آن را در بحث گذشته و در جواب از دليل سابق نمىتوان اقامه نمود چنانچه بر شخص متأمّل اين گفتار مخفى نيست و امّا وجه مدفوع بودن ادّعاى مذكور اينست :
عقل تجرّى را مستقلا قبيح مىداند و در مثال مذكور متجرّى را تقبيح مىنمايد و صرف اينكه در ضمن تجرّى عنوان ترك قتل مؤمن تحقّق يافته با توجّه و
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 100
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٠٠