مقاله مرحوم مصنّف و انتقاد به كلام صاحب فصول ( ره )
ترجمه :
مرحوم مصنّف در جواب صاحب فصول مىفرماين :
به ايشان دو ايراد و اشكال وارد است :
اشكال اوّل
اينكه فرمود قبح تجرّى ذاتى نيست ممنوع است ، زيرا تجرّى بر مولى ذاتا داراى قبح بوده چه از باب قبح فعلى كه برخى قائلند و چه از جهت كشف نمودنش از جرى بودن عبد و قبح فاعلى كه بعضى ديگر به آن رفتهاند .
ازاينرو ممتنع است بر تجرّى صفتى عارض شود كه سبب حسن آن شود ، چنانچه در مقابل تجرّى انقياد حضرت سبحان است چه آنكه به ملاحظه حسن ذاتى آن مستحيل است جهتى برآن طارى و عارض گردد و بواسطهء آن جهت قبيح و ناپسند تلقّى شود .
شرح مقصود
قوله : من عدم كون الخ : كلمه « من » بيانيّه بوده و عبارت « ما ذكره » را بيان مىنمايد .
قوله : لانّ التّجرّى على المولى قبيح ذاتا : حاصل مقصود مرحوم مصنّف اينست كه :
قبح تجرّى بر مولايى كه سزاوار است اطاعتش رعايت گردد ذاتى مىباشد به اين معنا كه حصول تجرّى علّت تامّه براى صفت قبح بوده لا جرم ذاتا مقتضى مذمّت و تقبيح مىباشد همانطورىكه ظلم چنين است بلكه بفرموده برخى از محقّقين تجرّى خود قسمى از ظلم است و بهر تقدير قبح ذاتى تجرّى را نمىتوان انكار نمود بلى جاى اين بحث هست كه بگوئيم قبح ذاتى آن فعلى است همانطورىكه عدّهاى فرمودهاند يا قبحش فاعلى بوده به اين معنا كه شخص متجرّى آدم بدى است چنانچه رأى مختار و عقيده ما چنين است .
قوله : فيمتنع عروض الصّفة المحسّنة له : كلمه « المحسّنة » به صيغه اسم فاعل بوده