تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
ترجمه : مثال ديگر مثال روشن‌تر آنكه : اگر شخصى جزم و قطع پيدا كند كه قتل فلانى واجب است درحالىكه وى پيغمبر يا وصىّ او باشد ، حال اگر تجرّى نمود و او را نكشت يقينا وى را ملامت و سرزنش نمىكنند بلكه از فعلش اظهار خشنودى نيز مىنمايند . مثال ديگر اگر مولاى حكيم به بنده‌اش امر كند كه دشمن او را بكشد اتّفاقا بنده به كسى برخورد نمود و گمان كرد كه او دشمن آقايش مىباشد ولى تجرّى كرد و به قتلش نرساند درحالىكه شخص مزبور فرزند مولا بود ، در اينجا آقا وقتى از واقعه مطّلع شود نه تنها بنده را ملامت و سرزنش نمىكند بلكه از فعلش راضى نيز مىشود گرچه بنده اگر مبادرت به قتل مىنمود معذور بوده و گناهى نداشته است . مثال ديگر و همچنين اگر مولا براى بنده‌اش نسبت به شناختن دشمنش غير از قطع و يقين علامت و راهى نصب نمود و بوى گوشزد كرد كه اين راه بهر كسى كه منجرّ شد بدان دشمن من است و او را از پاى درآور . اتّفاقا طريق معيّن شده به فرزند مولا منجرّ شد و بنده از روى تجرّى او را نكشت مسلّما در اين فرض نيز مولا از فعل بنده ناراضى نبوده بلكه خشنود نيز مىباشد . توهّم ممكنست چنين توهّم شود كه مثال اخير شاهد براى مدّعاى شما نيست زيرا مولا جهت معرفت عبد به دشمنش طريق ظنّى نصب نموده و در اين قبيل موارد چه‌بسا مكلّف احتمال خلاف ظنّ را نيز مىدهد مثلا در مثال مذكور چه‌بسا ممكنست بنده احتمال داده باشد كه طريق تعيين شده به فرزند مولا منجر شده باشد