قربت از وى ممكن نيست قطعا واجب واقعى را نياورده تا مصلحت واقعيّه حاصل شده و مفسده تجرّى را مضمحل كند و در نتيجه بتوان آن را از مصاديق مورد بحث قرار داد .
قوله : فانّها لا يبعد عدم استحقاق العقاب عليه مطلقا او فى بعض الموارد : ضمير مؤنّث در « فانّها » به « صورة القطع بتحريم » راجع بوده و ضمير مذكّر در « عليه » به ارتكاب فعل عود مىنمايد .
و مقصود از « مطلقا » تمام موارد و مواضع است در مقابل « فى بعض الموارد » . و امّا جهت ترديد مرحوم صاحب فصول بين مطلق موارد و برخى از آنها طبق فرموده بعضى از محقّقين اينست كه :
به عقيده مرحوم صاحب فصول در ترتّب عقاب بر عمل تجرّى يا معارضه با جهت حسن و عنوان پسنديدهاى كه تجرّى در ضمن آن تحقّق يافته ملاحظه مىشود يا بدون لحاظ آن مورد كلام و صحبت واقع مىشود :
اگر عقاب را در صورتى بر عمل تجرّى مترتّب بدانيم كه از معارضه نمودن با عنوان حسن خالى باشد بديهى است بعد از ابتلاء به چنين معارضهاى يعنى تحقّق آن در ضمن اتيان بواجب غير عبادى لازم است كه بطور مطلق حكم بعدم استحقاق متجرّى نمود بدون اينكه بين حسن معارض و قبح تجرّى موازنه ملاحظه شود .
و اگر موازنه بين جهت قبح تجرّى و حسن واجب مزبور ملحوظ باشد قطعا عقاب در بعضى موارد ثابت و در برخى مواضع ساقط است .
امّا موارد ثبوت : آنجائى است كه جهتين با هم مساوى بوده يا جهت حسن واقعى بر قبح ظاهرى ترجيح داشته باشد .
و امّا مواضع سقوط : مواردى است كه جهت قبح تجرّى بر حسن واقعى ترجيح داشته باشد .
قوله : نظرا الى معارضة الجهة الواقعيّة الخ : اين عبارت علّت است براى عدم استحقاق عقاب نسبت به بعضى از موارد تجرّى .
قوله : فانّ قبح التّجرّى عندنا الخ : اين عبارت علّت است براى ملاحظه موازنه
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 84
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨٤