ظاهر شده و فرموده :
اگر مكلّف مذكور فعل ياد شده را مرتكب شود مستحقّ عقاب است مگر آنكه به حرمت واجبى كه نيّت قربت شرطش نيست معتقد شود ، چه آنكه در اين فرض بعيد نيست بر ارتكاب چنين فعلى استحقاق عقاب نداشته باشد اعمّ از اينكه مفسده فعل بر مصلحت واقع راجح بوده يا چنين نباشد يا ممكنست صرفا در خصوص بعضى موارد يعنى در صورتى كه مفسده فعل با مصلحت واقع مساوى يا مصلحت واقع بيش از مفسده فعل باشد ملتزم به عدم استحقاق عقاب شويم زيرا از نظر ما قبح تجرّى ذاتى نبوده بلكه بحسب اعتبارات و وجوه مختلف مىشود .
مثلا كسى كه بر او مؤمن پرهيزگار عالمى با كافر واجب القتلى مشتبه شود يعنى گمان كند كه وى كافر مهدور الدّم است و بايد او را بقتل رساند ولى تجرّى كرده و اقدام به كشتن نكند در اينجا كسانى كه از واقع مطّلع بوده و بدانند كه وى به واسطه تجرّى دست به چنين فعل شنيعى نزده از نظر عقل او را مستحقّ عقاب نمىدانند اگرچه در صورت كشتن چون از قطع و يقينش اطاعت كرده و برطبق آن عمل نموده معذور مىبود .
شرح مقصود
قوله : و قد يظهر من بعض المعاصرين : مقصود مرحوم شيخ محمّد حسن نجفى معروف به صاحب فصول است وى اين مبحث را در آخر كتاب فصول در فصل عدم معذوريّت جاهل به حكم آوردهاند .
مؤلف گويد :
همانطورىكه مرحوم شارح كبير فرمودهاند مناسب است عبارت قبل از آنچه مرحوم مصنّف در اينجا آوردهاند نقل شود زيرا در تسهيل فهم قارى دخالت بسزائى دارد .
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 82
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨٢