بين كسى كه قطعش با واقع موافق است و آنكه چنين نيست فرق و تفاوت مىباشد و به عبارت ديگر :
مولى بندهاى را كه با قطع موافق با واقعش مخالفت نموده با آنكه تجرّى كرده و از يقين مخالف با واقعش سرپيچى كرده است مساوى ندانسته و بين اين دو فرق مىگذارد به اين نحو كه اوّلى را عقاب و دوّمى را مورد عتاب و ملامت قرار مىدهد و اين سيره عرفى و سلوك اهل عادت خود دليل بارزى است بر تفاوت بين عصيان و تجرّى .
مگر آنكه گفته شود :
اين تفاوت و امتياز بين تجرّى و عصيان صرفا در مكروهات و مبغوضات عقلائى وجود دارد چه آنكه مولى با ازدياد مذمّت و به تعبير بهتر بوسيلهء عقاب و عذاب نمودن عبد عاصى و آنكه با قطع موافق با واقعش مخالفت نموده خود را تسلّى داده و بدين ترتيب غيظ درونى خويش را تشفّى مىبخشد درحالىكه اين معنا چون در حقّ حقّ تعالى و حكيم متعال مستحيل است لاجرم تفاوتى بين اين دو وجود ندارد و هر دو در يك عرض مورد عقاب و ملامت واقع مىشوند . پس تأمّل كن .
شرح مقصود
قوله : و ربّما يؤيّد ذلك : مشار اليه « ذلك » تفاوت بين تجرّى و عصيان مىباشد و جمله « انّا نجد من انفسنا » در تأويل مفرد بوده و فاعل « يؤيّد » است و حاصل مقصود مصنّف ( ره ) اينست كه :
متجرّى و عاصى از نظر مذمّت شدن و مورد ملامت قرار گرفتن در يك مرتبه نيستند بلكه آنكه فعلش با مبغوض واقعى مطابق درآمده مذمّت بيشتر و احيانا تنبيه و شكنجه شده و ديگرى كه صرفا با قطع و يقين خود مخالفت نموده در اين حدّ نبوده بلكه تنها او را عتاب و مذمّتى خفيفتر از اوّلى متوجهاش مىسازند .
قوله : الّا ان يقال انّ ذلك الخ : مشار اليه « ذلك » فرق در مرتبه ذمّ بين متجرّى و عاصى مىباشد و حاصل مقصود مصنّف ( ره ) اينست كه :
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 80
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨٠