اجتهادش با واقع موافق درنيايد از يك اجر برخوردار است و آن بخاطر رنج و مشقّتى كه در استنباط حكم متحمّل شده ولى چون واقع را نيافته از اجر و ثواب در مقابل آن بىبهره است و در اين حكم هيچ محذور و بىعدالتى حاصل نشده است .
مؤلّف گويد :
اگرچه در لسان حضرات اهل علم اين مضمون كه « انّ للمصيب اجرين الخ » مشهور و شايع است و احيانا برخى آن را روايت تلقّى نمودهاند ولى ما آن را در كتب اخبار نيافته و سندى براى آن پيدا نكردهايم و اللّه اعلم .
متن : و الاخبار فى امثال ذلك فى طرف الثّواب و العقاب بحدّ التّواتر .
فالظّاهر انّ العقل انّما يحكم بتساويهما فى استحقاق المذمّة من حيث شقاوة الفاعل و خبث سريرته مع المولى لا فى استحقاق المذمّة على الفعل المقطوع بكونه معصية .
ترجمه : اخبار و روايات وارده در امثال و اشباه اين امور از نظر ترتّب ثواب و عقاب بر افعال بحدّ تواتر است بهطورىكه جاى شبهه و ترديد باقى نمىماند .
بنابراين در نتيجه بحث مىگوييم :
ظاهر چنين است كه عقل اين دو شخصى را كه يكى فعلش با واقع مطابق درآمده و مرتكب معصيت شده و ديگرى كه چنين نبوده و صرفا تجرّى نموده است از نظر اينكه مستحقّ مذمّت و سرزنش بوده و در مقام اظهار شقاوت با مولى و ابراز خباثت با ولىّنعمت خويش هستند مساوى دانسته و هر دو را فاعل بد و شخص سوء قلمداد مىكند ولى اينكه فعل هر دو نيز با هم يكسان بوده و از اين جهت هر دو را مذمّت نمايد اينطور نيست بلكه مرتكب معصيت را مستحقّ عقاب و عذاب دانسته ولى متجرّى را اساسا و اصلا فاعل فعل قبيح نمىداند .
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 78
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٨