شرح مقصود
قوله : و يؤيّده بناء العقلاء : ضمير منصوبى به قول مشهور راجعست .
قوله : على الاستحقاق : يعنى استحقاق عقاب و ذمّ .
قوله : و حكم العقل بقبح التّجرّى : كلمه « حكم » مرفوع بوده تا عطف باشد بر « بناء العقلاء » .
قوله : و قد يقرّر دلالة العقل على ذلك : مشار اليه « ذلك » قبح تجرى است .
مؤلّف گويد :
مقرّر مرحوم فاضل سبزوارى در كتاب ذخيره است كه بنا بر حكايت مرحوم بارفروشى محقّق قمى ( ره ) نيز اين تقرير را در مسئله جاهل قاصر و مقصّر از كتاب قوانين آورده و حاصل مقصود آنست كه :
اگر زيد و عمرو هركدام به مايعى كه نزدشان هست قطع پيدا نمودند كه خمر است و هر دو با علم بخمر بودن آن را آشاميدند و اتّفاقا مايعى كه زيد نوشيده شراب و مشروب عمرو آب درآمد در اينجا از چهار حال خارج نيست :
1 - آنكه بگوئيم هر دو مستحقّ عقاب مىباشند .
2 - هيچيك عقاب نشوند .
3 - زيد عقاب شده بدون عمرو .
4 - عمرو عقاب گردد نه زيد .
مسلّما فرض دوّم و چهارم باطلست :
امّا صورت دوّم : به جهت اينكه با اجماع قطعى مخالف است چه آنكه عقاب مرتكب عصيان با قطع به آن مورد اتّفاق جميع علماء است .
و امّا صورت چهارم ازاينرو كه لازمه آن اينست كه مرتكب حرام واقعى عقاب نشده و تارك آن عقاب گردد و اين امر هم با اجماع مخالف بوده و هم مستلزم ترجيح مرجوح بر راجح مىباشد .
و امّا صورت سوّم نيز قابل قبول نيست زيرا لازمه آن اينست كه استحقاق عقاب منوط بامرى بوده كه از اختيار فاعل خارج باشد چه آنكه زيد صرفا آشاميدن
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 66
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٦