اشكال
اجماع ادّعاشده در خصوص مخالفت ظنّ بوده و دخلى به مسئله قطع ندارد بنابراين تمسّك به اين اجماع و ذكر مخالفت ظنّ ارتباطى با مورد بحث ندارد .
جواب
تعبير مشهور به ظنّ جهتش اينست كه فرد ضعيف از رجحان را بيان كرده و بفرمايند مخالفت با اين فرد موجب استحقاق عقاب مىشود چه رسد به اينكه مخالفت نسبت به فرد قوىّ صورت گيرد يعنى شخص با قطعش مخالفت نمايد .
قوله : حكى عن النّهاية : مقصود « نهايه » مرحوم علّامه حلّى است .
قوله : و شيخنا البهائى : يعنى در كتاب « زبدة الاصول » كه كتاب بسيار مختصر و كوچكى است كه ايشان در فنّ اصول تدوين فرمودهاند .
قوله : بل فى التّذكرة : كتاب « تذكرة الفقهاء » تصنيف مرحوم علّامه حلّى است در دو جلد بزرگ كه كتابى است بسيار مفصّل كه ايشان در آن نوعا آراء اهل سنّت را نيز نقل فرمودهاند .
قوله : و ان انكشف خلافه : ضمير در « خلافه » به ظنّ راجعست .
متن : و استقرب العدم سيّد مشايخنا فى المفاتيح .
و كذا لا خلاف بينهم ظاهرا فى انّ سلوك الطّريق المظنون الخطر او مقطوعه معصية يجب اتمام الصّلاة فيه و لو بعد انكشاف عدم الضّرر فيه فتأمّل .
ترجمه : سرور اساتيد ما مرحوم سيّد مجاهد در كتاب مفاتيح الاصول عدم تحقّق عصيان را اقرب دانسته است .
و همچنين بين علماء و مشهور از ايشان خلافى نيست بحسب ظاهر كه اگر كسى راه مظنون يا مقطوع الخطرى را بپيمايد مرتكب معصيت شده و لازم است نمازش را در آن سفر تمام بخواند اگرچه بخواهد بعد از انكشاف عدم ضرر در آن راه نمازش را بخواند « پس تأمّل نما » .