شرح مقصود
در مسئله مورد بحث يعنى جواز و حرمت مخالفت قطع سه قول وجود دارد :
الف : رأى مشهور : و آن اينست كه مخالفت علم را حرام و مخالف را مستحقّ عقاب مىدانند .
ب : قول مرحوم علّامه در تذكره : و آن اينست كه در صورت كشف خلاف عصيان تحقّق نيافته لا جرم استحقاق عقاب نيز در مخالف نمىباشد و اين قول را مرحوم سيّد مجاهد در مفاتيح الاصول قريب شمردهاند .
ج : توقّف و عدم حكم باستحقاق عقوبت و عدم تحقّق عصيان و اين رأى مرحوم علّامه در كتاب نهايه و شيخ بهائى در زبدة الاصول است .
مشهور براى مدّعاى خود به اجماع متمسّك شدهاند و البتّه آن را در مخالفت ظنّ ذكر كرده و از باب مفهوم اولويّت در مخالفت قطع بطريق اولى اين امر را قائل هستند .
قوله : الاتّفاق على انّ ظانّ ضيق الوقت الخ : وجه عصيان و تحقّق معصيت آنست كه شخص ظانّ مكلف است كه به ظنّش عمل كند درحالىكه وى اين امر واجب را ترك و مخالفت آن را نموده است و پرواضح است كه مخالف واجب عاصى مىباشد .
قوله : و ان انكشف بقاء الوقت :
مؤلّف گويد :
از اين قيد اينطور استفاده مىشود كه ظنّ در مورد مزبور به صورت موضوعى محض ملاحظه شده فلذا برخى از ارباب صناعت همچون قاضى باقلانى قائل است كه نماز مزبور را بايد به نيّت قضاء بخواند زيرا نماز بحسب ظنّ وى بعد از وقت واقع شده است .
قوله : فانّ تعبيرهم بظنّ الضّيق الخ : اين عبارت اشاره است به دفع اشكالى كه شده و آن اينست كه :
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 62
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٢