متن : ظاهر كلماتهم فى بعض المقامات الاتّفاق على الاوّل كما يظهر من دعوى جماعة الاجماع على انّ ظانّ ضيق الوقت اذا اخّر الصّلاة عصى و ان انكشف بقاء الوقت .
فانّ تعبيرهم بظنّ الضّيق لبيان ادنى فردى الرّجحان فيشمل القطع بالضّيق .
نعم حكى عن النّهاية و شيخنا البهائى ( ره ) التّوقّف فى العصيان بل فى التّذكرة لو ظنّ ضيق الوقت عصى لو اخّر ان استمرّ الظّنّ و ان انكشف خلافه فالوجه عدم العصيان انتهى .
ترجمه : از ظاهر كلمات علماء در برخى از موارد چنين استفاده مىشود كه بر حكم اوّل يعنى عقاب بر مخالفت قطع اگرچه با واقع مطابق نباشد اتّفاق است چنانچه از ادّعاء جماعتى از اصحاب كه ادّعاء اجماع بر حكم مسئله ذيل نمودهاند اين امر ظاهر مىگردد :
ايشان فرمودهاند كسى كه به تنگ بودن وقت گمان داشته باشد و معذلك نمازش را بتأخير بياندازد معصيت نموده اگرچه معلوم شود وقت باقى مىباشد .
و اينكه ايشان به ظنّ ضيق و گمان تعبير فرمودهاند جهتش اينست كه خواستهاند بفرمايند مخالفت فرد ضعيف از رجحان كه ظنّ باشد موجب استحقاق عقاب است بنابراين مخالفت قطع نيز بطريق اولى موجب عقاب مىباشد ازاينرو اگر با قطع به تنگ بودن وقت نماز را تأخير بياندازد مسلّما بايد عقاب گردد . اگرچه بعدا معلوم شود كه وقت تنگ نبوده است .
بلى از مرحوم علّامه در كتاب نهايه و مرحوم شيخ بهائى چنين حكايت شده كه ايشان در عصيان و تحقّق معصيت توقّف نمودهاند بلكه مرحوم علّامه در كتاب تذكره فرموده :
اگر كسى به تنگ بودن وقت گمان داشته باشد و نمازش را بتأخير بياندازد مرتكب عصيان و گناه شده مشروط به اينكه گمانش به همين نحو ادامه يابد و كشف خلاف نشود ولى در صورت كشف خلاف و اينكه وقت تنگ نبوده وجه وجيه اينست كه بگوئيم عصيان تحقّق نيافته است . ( پايان كلام مرحوم علّامه ) .
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 61
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦١