انحاء قطع موضوعى
قطع موضوعى بتقسيم اوّلى به دو نحو اعتبار مىشود :
1 - قطع بنحو جزء موضوع
2 - قطع بنحو تمام موضوع
و هركدام از اين دو نيز به دو گونه ملاحظه مىشوند :
الف : بمناط طريقيّت به واقع
ب : بملاك اينكه صفت قطع صفتى است نفسانى و از حالات راجحه و مطلوبه است .
بنابراين اقسام قطع موضوعى چهار است به اين شرح :
1 - جزء موضوع بنحو طريقيّت : و آن اينست كه مثلا شارع مقدّس موضوع حكم را امر مركّب از دو جزء قرار داده ، يكى واقع و ديگرى قطع به آن منتهى قطع را بملاك اينكه نشاندهنده و طريق رسيدن به آن است ملاحظه نموده .
2 - تمام موضوع بنحو طريقيّت : و آن اينست كه مثلا شارع مقدّس موضوع حكم را صرفا نفس قطع قرار داده ولى به اين اعتبار كه سبب رساندن به واقع و نشان دادن آن مىباشد .
3 - جزء موضوع بنحو صفتى : و آن اينست كه مثلا شارع مقدّس موضوع حكم را امر مركّب از دو جزء قرار داده ، يكى واقع و ديگرى قطع به آن ولى قطع را بمناط اينكه صفت راجح و حالت مطلوبى است در نفس اعتبار نموده بدون اينكه غير از آن غرض ديگرى داشته باشد .
4 - تمام موضوع بنحو صفتى : و آن اينست كه موضوع حكم صرفا نفس قطع و آن هم به اين اعتبار كه صفت راجح و حالت مطلوبى است باشد .
و مجموع اين چهار قسم با يك قسم ديگر كه قطع طريقى محض باشد مجموعا پنج قسم هستند .
با توجّه به اين مقدّمه مىگوييم :
مرحوم مصنّف معتقدند بجاى قطع طريقى محض و قطع موضوعى كه بمناط