قوله : كما اذا علمنا بنجاسة هذا المائع الخ : اين عبارت مثال است براى ترديد خطاب بين دو خطاب در شبهه موضوعيّه و دو خطاب با هم از نظر جنس مخالفند زيرا يكى حرمت و ديگرى نجاست است .
قوله : او علمنا بوجوب الدّعاء عند رؤية هلال رمضان : اين عبارت مثال است براى ترديد خطاب بين دو خطاب در شبهه حكميّه و دو خطاب از نظر جنس با هم موافقند زيرا هر دو وجوب است .
قوله : ففى المخالفة القطعيّة حينئذ وجوه : مقصود از « مخالفت قطعيّه » مخالفت قطعيّه عمليّه است و از « حينئذ » حين الخطاب مردّد بين الخطابين مىباشد .
متن : احدها الجواز مطلقا ، لانّ المردّد بين الخمر و الاجنبيّة لم يقع النّهى عنه فى خطاب من الخطابات الشّرعيّة حتّى يحرم ارتكابه .
و كذا المردّد بين الدّعاء و الصّلاة ، فانّ الاطاعة و المعصية عبارة عن موافقة الخطابات التّفصيليّة و مخالفتها .
ترجمه :
[ وجوه فرق بين شبهه موضوعيه و حكميه ] وجه اوّل
وجه اوّل از وجوهى كه گفته شد اينست كه بگوئيم مخالفت چنين خطابى جايز است زيرا خطابى كه بين خمر و زن اجنبيه مردّد باشد در هيچيك از خطابات شرعى وارد نشده و به صورت ترديد از اين دو نهى نيامده تا ارتكابش حرام باشد .
و همچنين خطابى كه مردّد بين دعاء و صلوات باشد در شرع انور سراغ نداريم تا موافقتش موجب ثواب و مخالفتش سبب عقاب گردد چه آنكه اطاعت و معصيت عبارتست از موافقت خطابات تفصيلى و مخالفت آنها و جزء اين تحقّق پيدا نمىكند .