تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
شرح مقصود قوله : و هذا بخلاف القطع : حاصل مقصود مصنّف ( ره ) اينست كه : در امارات جعلى و تنزيلى همچون ظنّ معتبر يا فتواى مفتى و يا شهادت بيّنه بعد از تعلّق گرفتن آنها بموضوع يا حكمى از نفس آنها در تشكيل قياس استفاده شده و آنها را بعنوان حدّ وسط ذكر مىكنند چنانچه شرحش گذشت بخلاف قطع طريقى كه چه در احكام و چه در موضوعات بعد از آنكه بامرى تعلّق گرفت متعلّق را حدّ وسط قرار داده و بدين ترتيب قياس را تشكيل مىدهند بدون اينكه در آن نامى از قطع ببرند : مثال تعلّق قطع به حكم مانند اينكه بگوئيم : هذا واجب و كلّ واجب يحرم ضدّه ( بنا بر اينكه امر به شىء مقتضى نهى از ضدّش باشد ) يا مىگوييم و كلّ واجب يجب مقدّمته ( بنا بر اينكه مقدّمه واجب ، واجب باشد ) . مثال تعلّق قطع به موضوع نظير اينكه بگوئيم : هذا خمر و كلّ خمر يجب الاجتناب عنه . و چنانچه ملاحظه مىشود در هر دو قياس حدّ وسط متعلّق قطع قرار گرفته يعنى « واجب » در مثال اوّل و « خمر » در مثال دوّم بدون اينكه اسمى از قطع برده و مثلا بگوئيم : هذا معلوم الوجوب الخ يا هذا معلوم الخمريّة الخ . و جهت اينكه در مثال دوّم نفس خمر را حدّ وسط قرار مىدهند نه معلوم الخمريّة را ، آنست كه حكم به وجوب اجتناب و ساير احكام ديگر همچون نجاست و عدم ماليّت و امثال آن براى نفس خمر ثابت شده نه معلوم الخمريّة ازاين‌رو وجهى ندارد كه در حدّ وسط قطع را جزء موضوع بياورند . قوله : هذا بخلاف القطع : مشار اليه « هذا » « كون هذه الامور أوساطا » مىباشد و مقصود از « قطع » قطع طريقى است . قوله : لانّه اذا قطع الخ : ضمير در « لانّه » به معناى شأن است و كلمه « قطع » به صيغه مجهول مىباشد .
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 28 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى