نظير اقتداء به امامى كه لباسش متنجّس است و خودش از آن بىخبر مىباشد گرچه احتياط در اين قبيل موارد مقتضى است كه با چنين امامى نيز نماز نخواند ولى اين احتياط مستحبّ و راجح است .
متن : و منها حكم الحاكم بتنصيف العين الّتى تداعيها رجلان بحيث يعلم صدق احدهما و كذب الآخر ، فانّ لازم ذلك جواز شراء ثالث للنّصفين من كلّ منهما مع انّه يعلم تفصيلا عدم انتقال تمام المال اليه من مالكه الواقعى .
ترجمه : مورد ديگر
از جمله موارد آنجائى است كه فرمودهاند :
اگر دو نفر در عينى همچون فرش با هم نزاع داشتند يعنى هريك مدّعى مالك بودن آن باشند بهطورى كه صدق يكى و كذب ديگرى معلوم است منتهى صادق از كاذب مشخّص و ممتاز نمىباشد ، حكم در اينجا آنست كه عين بطور مناصفه بين آن دو واقع شده و هريك مالك نيمى از آن مىباشند .
استشهاد
لازمه حكم به تنصيف آنست كه شخص ثالثى بتواند هر نصفى را از مالكش بخرد درحالىكه پس از خريدن يقين و علم تفصيلى پيدا مىكند كه از مالك واقعى تمام متاع بوى منتقل نشده است بلكه نصف آن انتقال پيدا كرده است .
شرح مقصود
مثلا زيد با عمرو در فرشى با هم نزاع دارند زيد مدّعى است مالك تمام فرش بوده عمرو نيز همين ادّعاء را دارد و هيچيك بيّنه نداشته يا هر دو بيّنه دارند و حاكم مىداند يكى از اين دو صادق و ديگرى كاذب است ولى چون از يكديگر ممتاز
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 257
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٥٧