در هر سه صورت شبهه را شبهه حكميّه خوانند .
قوله : و امّا من جهة اشتباه مصاديق الخ : اشاره است به شبهه موضوعيّه و حاصل مقصود در اين شبهه آنست كه مراد از خطاب معلوم و مفهومش مبيّن و آشكار مىباشد ولى مصاديق متعلّق و موضوع مشتبه مىباشند چنانچه در « حافظوا على الصّلوات و الصّلاة الوسطى » گفتهاند مصداق « صلاة وسطى » مشتبه است بين عصر و مغرب و غير آن .
قوله : و الاشتباه فى هذا القسم : يعنى در شبهه موضوعيّه .
قوله : كما فى الشّبهة المحصورة : شبهه محصوره آنست كه اطراف و محتملات شبهه زياد نباشند بهطورىكه اجتناب از تمام به سهولت امكانپذير باشد مثل اشتباه خمر بين دو ظرف .
قوله : كما فى الخنثى : در اينجا اگر وى مرد باشد پوشيدن لباس حرير و نظر نمودنش به زنان حرام بوده و ساير احكام مختصّه رجال بر او مترتّب مىشود و اگر زن باشد خود را بايد از مردان پوشانده و البسه مختصّ به مردان را نپوشد و ساير احكام اختصاصى زنان بر او جارى است منتهى چون خنثاى مشكل است و مشخّص نمودن مرد يا زن بودنش امكان ندارد لاجرم يا خطاب زنان به او متوجّه است و يا خطاب مردان .
قوله : كما فى واجدى المني الخ : مثلا جامهاى مشترك بين زيد و عمرو است و پس از آنكه هر دو آن را پوشيدند در آن لكّههاى منى ديده شد پس قطعا خطاب « اغتسل » آمده يعنى يكى از اين دو جنب بوده و مكلّف به غسل است منتهى چون هيچيك نمىدانند كه خطاب مزبور به آنها متوجّه است لاجرم مكلّف به غسل مشتبه مىباشد .
[ مؤلّف گويد : ]
برخى از تلامذه مرحوم مصنّف فرمودهاند كه كلام ايشان در تصوير صور علم اجمالى از حزازت و عيب خالى نيست و به آن چهار نقص و عيب وارد نموده است :