تكليف نمودن نسبت بامورى كه از مستقلّات عقليّه مىباشند به اين معنا كه ورود خطاب لفظى به آنها در شرع انور لطف است و عقاب بدون لطف قبيح مىباشد و مقتضاى آن اينست كه مادامىكه خطاب لفظى از شارع نرسيده عقاب بر مخالفت مترتّب نشود اگرچه عقل مستقلا حكم به عقاب نمايد .
مرحوم صاحب فصول از تمام ادلّه مذكوره جواب داده و استدلالات منكرين را ابطال فرمودهاند ولى آنچه در اينجا مورد نياز است صرفا جواب از استدلال اوّل است ازاينرو كلام را نسبت به سه دليل ديگر در اينجا رها نموده و تنها به دليل اوّل مىپردازيم .
مرحوم محقّق قمى در كتاب قوانين از اين دليل اينطور جواب دادهاند :
جواب مرحوم محقّق قمى از آيه وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ
ايشان در جواب از دليل اوّل كه آيه شريفه
« وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ
الآية » باشد اينطور فرمودهاند :
اوّلا آيه بر مدّعاى شما كه نفى ملازمه بين حكم شرع و عقل باشد دلالت ندارد .
ثانيا به فرضى كه دلالت آن را بپذيريم ، دلالتش ظنّى است و هرگز نمىتواند با آنچه از ادلّه قطعيّه كه ذكر نموديم تعارض نمايد ، ازاينرو لازمست آيه را تأويل برده و از ظاهرش صرف نمائيم يعنى يا آن را تخصيص داده و يا حمل بر غالب نموده و يا بعث رسل را كنايه از اتمام حجّت قرار داده و رسول را اعمّ از رسول باطنى و ظاهرى تقدير نمائيم چنانچه در اخبار به اين دو نوع از حجّت ظاهر و باطن اشاره شده است مثل خبرى كه چنين وارد شده است :
انّ للّه حجّتين : حجّة فى الباطن و هو العقل و حجّة فى الظّاهر و هو الرّسول .