و فساد اين مثال بعد از در نظر گرفتن مطالب از اوّل مسئله تا به اينجا بسى روشن و واضح است و نيازى به شرح و توضيح ندارد .
شرح مقصود
مقصود از بعض المعاصرين چنانچه در ترجمه گذشت مرحوم صاحب فصول مىباشد ايشان توجيه ياد شده را در ادلّه عقليّه ، مبحث ملازمه بين حكم عقل و شرح آورده ابتداء ادلّه منكرين ملازمه و پس از آن جواب مرحوم محقّق قمى را ايراد كرده و پس از ذكر جواب فاضل قمى ( ره ) از اصل استدلال منكرين در مقام مناقشه برآمده و مطالبى ايراد نموده كه در ضمن آنها به توجيه مذكور اشاره فرموده :
و ما براى روشن شدن مقصود مناسب ديديم اجمالا اصل بحث و جواب فاضل قمى ( ره ) و مناقشه مرحوم صاحب فصول را در اينجا ذكر كنيم .
منكرين ملازمه بين حكم عقل و شرع به چهار دليل تمسّك نمودهاند :
ادلّه منكرين ملازمه
دليل اوّل : آيه شريفه :
وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا .
اين آيه دلالت دارد كه قبل از بعثت عذاب منتفى است چه آنكه قبل از بعث پيامبر وجوب و حرمتى نيست اگرچه عقل بر حسن و قبح دلالت داشته باشند .
دليل دوّم : اخبارى كه دلالت دارند بر عدم ثبوت تكليف مگر بعد از فرستادن رسل .
ليهلك من هلك عن بيّنة و يحيى من حىّ عن بيّنة .
دليل سوّم : ثواب و عقاب صرفا بر طاعت و معصيت مترتّب مىشوند و بديهى است كه اين دو به موافقت و مخالفت اوامر و نواهى لفظيّه تحقّق مىيابند و وقتى فرض نموديم كه امر و نهى لفظى وجود ندارد پس نه اطاعتى بايد موجود باشد و نه عصيانى در نتيجه نه ثوابى است و نه عقابى و لازمهاش اينست كه نه وجوبى بوده و نه حرمتى .
دليل چهارم : حضرات علماء اماميّه رضوان اللّه عليهم و فرقه معتزله مىگويند