تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
عليه السّلام من جهة مخالفته لمقتضى القياس الّا انّ مرجع الكلّ الى التّوبيخ على مراجعة العقل فى استنباط الاحكام ، فهو توبيخ على المقدّمات المفضية الى مخالفة الواقع ، و قد أشرنا هنا و فى اوّل المسألة الى عدم جواز الخوض لاستكشاف الاحكام الدّينيّة فى المطالب العقليّة و الاستعانة بها فى تحصيل مناط الحكم و الانتقال منه اليه على طريق اللّم ، لانّ انس الذّهن بها يوجب عدم حصول الوثوق بما يصل اليه من الاحكام التّوقيفيّة ، فقد يصير منشا لطرح الامارات النّقليّة الظّنيّة ، لعدم حصول الظّنّ له منها بالحكم . ترجمه : مرحوم مصنّف مىفرماين : اين روايت گرچه ظاهر است در توبيخ و سرزنش ابان بر ردّ نمودنش روايت ظنّيّه‌اى را كه در عراق شنيده و به صرف اعتماد به عقلش كه بر خلاف آن حكم نموده است يا احيانا از حكمى كه امام عليه السّلام فرموده‌اند به ملاحظه مخالفتش با مقتضاى قياس تعجّب نموده است ولى برگشت اين وجوه تمام به اينست كه وجود مقدّس امام عليه السّلام وى را بر مراجعه به عقلش در استنباط احكام ملامت و توبيخ فرموده‌اند . و در نتيجه بايد گفت توبيخ حضرتش در واقع توبيخ و سرزنش است بر تمسّك كردن به مقدّماتى كه شخص را به مخالفت واقع مىكشاند . ازاين‌رو در همين مبحث و در اوّل مسئله اشاره نموديم كه جهت كشف احكام دينى جايز نيست در مطالب عقلى خوض نمود و به استعانت آن در تحصيل مناط احكام سعى كرد و سپس بعد از اطّلاع بر مناط مستنبط بنحو دليل لمّى از آن به حكم منتقل شد و وجه عدم جواز اينست كه انس پيدا نمودن ذهن با مطالب عقلى چه‌بسا موجب مىشود كه شخص به آنچه از احكام توقيفى و مسائلى كه بايد به حضرات اهل وحى رجوع كند وثوق و اطمينانى پيدا نكرده و بدون اعتماد بر ادلّه عقلى در خود آرامشى احساس ننمايد و اين حالت چه‌بسا منشا براى طرح و ردّ امارات نقلى ظنّى مىشود زيرا پس از انس پيدا كردن به ادلّه عقلى از غير آن ظنّ برايش حاصل نمىشود .