تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
مثالى كه برخى از اعلام فرموده‌اند متوسّل مىشويم اگر دشمن مولى بر منهدم ساختن خانه و غارت كردن اموال وى عازم شود و عبد از نيّت وى مطّلع گردد و قدرت دفاع و ردع او را داشته باشد ولى بعذر اينكه چون مولى وى را امر ننموده دفاع از حريم او را ترك كند و دشمن عزم خود را عملى كند در اينجا تمام عقلاء عبد را مذمّت نموده و وى را مستحقّ سياست و مؤاخذه مىدانند و اين حكم صرفا بخاطر اين جهت است كه وى پس از احراز رضايت بلكه مطلوبيّت امرى براى مولى در ترك خواسته او مجاز و معذور نيست اگرچه از خودش صريحا آن را نشنيده و به آن امر نشده باشد . قوله : لم يحتج ذلك الى توسّط مبلّغ : مشاراليه « ذلك » به وجوب اطاعت راجع است . قوله : و دعوى استفادة ذلك من الاخبار : مشاراليه « ذلك » دخالت وساطت حجّت در وجوب اطاعت مىباشد . قوله : بل فى مقابلهم عليهم السّلام : چنانچه فتاواى صادر از برخى ائمه اهل سنّت همچون ابو حنيفه در قبال بيان احكام واقعيّه به وسيله رئيس المذهب مولانا الصّادق عليه السّلام ناشى از استحسان و قياس بوده است . قوله : و الّا فادراك العقل القطعى الخ : كلمه « الّا » يعنى و اگر مقصود از اخبار مذكور غرض مزبور يعنى عدم جواز استبداد به احكام شرعى نباشد و صرفا در مقام تخطئه ادراك عقلى بوده و اينكه حكم مستند به دليل عقلى چون در مظانّ مخالفت با واقع مستكشف به وسيله دليل نقلى است مورد اعتبار نمىباشد . قوله : فلا ينبغى الاهتمام به فى هذه الاخبار : حاصل مقصود مصنّف ( ره ) اينست كه دلالت اخبار بر مقصود اخباريّين يعنى عدم حجّيّت عقل و عدم اعتناء به حكمش نزد شارع و اختصاص دادن امتثال احكام واقعى بخصوص موردى كه حجّت عليه السّلام واسطه در تبليغش باشد ضعيف و موهون است زيرا ادراك عقل قطعى حكمى را كه با دليل نقلى بر وجهى غير قابل جمع تنافى و مخالفت داشته باشد در غايت قلّت و