اللّه بل فى مقابلهم عليهم السّلام و الّا فادراك العقل القطعى للحكم المخالف للدّليل النّقلى على وجه لا يمكن الجمع بينهما فى غاية النّدرة بل لا نعرف وجوده ، فلا ينبغى الاهتمام به فى هذه الاخبار الكثيرة مع انّ ظاهرها ينفى حكومة العقل و لو مع عدم المعارض .
ترجمه :
جواب مصنّف ( ره ) از توجيه مذكور
مرحوم مصنّف از توجيهى كه ذكر شد دو جواب به اين شرح دادهاند :
جواب اوّل
اوّلا مىگوييم : قبول نداريم كه در وجوب اطاعت حكم خداوند سبحان تبليغ حجّت دخيل باشد بهطورىكه اگر حكم از غير آن حاصل و استكشاف گردد واجب الامتثال نباشد .
چگونه اين را بتوان باور نمود درحالىكه عقل بعد از اينكه دانست خداوند متعال به ترك فلان شىء راضى نيست و فهميد كه اطاعت حضرتش جلّ و علا واجب و لازم است ديگر نيازى به توسّط مبلّغ نمىباشد بلكه همين مقدار در لزوم امتثال كافى است .
و اينكه ادّعاء شد وساطت و دخالت حجّت از اخبار وارده استفاده مىشود مورد قبول نبوده بلكه از آن منع مىتوان نمود چه آنكه مقصود از اخبار مذكور اين معنا نبوده و غرض ديگرى از آنها اراده شده و آن اينست كه اخبار ياد شده و امثال آن به اين مقصود آورده شدهاند كه برسانند بواسطهء عقول ضعيف و ناقص جايز نيست مستقلا و بطور استبداد احكام شرعى را استنباط نمود و بهطورىكه در زمان صدور اين اخبار متعارف و مرسوم بوده توسّط عمل به قياس و استحسان و بدون مراجعه به حجّتهاى برحقّ و وسائط بين خالق و مخلوق حكم را كشف كرد بلكه چهبسا در آن اعصار