ريختند اين امر موجب اعدام و نابود كردن فرد اوّل و احداث و ايجاد دو فرد جديد است و بر اين مقدمه اثبات هيولا و مادّه را بناء نمودهاند .
و حكماء اشراق گفتهاند اين امر بديهى است كه ريختن آب در دو كوزه اعدام شخص اوّل و احداث دو فرد ديگر نمىباشد بلكه اين همان فرد قديم است كه صفتش عوض شده زيرا اوّل صفت اتّصال داشته و اكنون اتّصال بانفصال مبدّل شده است .
سپس فرموده :
پس از آنكه دانستى اين مقدّمه دقيق و شريف را اكنون مىگوييم :
اگر در نيل بمقاصد و رسيدن بمطالب بكلمات معصومين عليهم السّلام تمسّك بجوئيم از خطاء و لغزش مصون مانده و در غير اين صورت از اشتباه در امان نخواهيم ماند تمام شد كلام مرحوم استرآبادى .
شرح مقصود
قوله : ثمّ استظهر ببعض الوجوه الخ : از جمله وجوه و امورى كه وى جهت تأييد مطالب خود آورده دو وجه يكى نقلى و ديگرى عقلى است :
امّا وجه نقلى : مىفرمايد :
امّا از جهت نقل احاديث متواتره معنوى است كه مضمونش اينست :
انّ اللّه تعالى اخذ ضغثا من الحقّ و ضغثا من الباطل فمغثهما ، ثمّ اخرجهما الى النّاس ، ثمّ بعث الانبياء يفرّقون بينهما ففرّقهما الانبياء و الاوصياء فبعث الانبياء ليفرّقوا ذلك و جعل الانبياء قبل الاوصياء ليعلم النّاس من يفضّل اللّه و من يختصّ و لو كان الحقّ على حدّة و الباطل على حدّة كلّ منهما قائم بشأنه ما احتاج النّاس الى نبىّ و لا وصىّ و لكن اللّه خلطهما و جعل تفريقهما الى الانبياء و الائمّة من عباده .
و امّا وجه عقلى :
آنست كه در شرح عضدى بر كتاب مختصر حاجبى در مقام ذكر ضروريّات قطعيّه آمده و مىگويد :
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 136
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٣٦