و سرّ آن اينست كه قواعد منطقى صرفا از خطاء صورى مانع بوده و عدم اشتباه و غلط مادّى را تأمين نكرده و عهدهدار اين جهت نمىباشد چه آنكه نهايت استفادهاى كه از علم منطق در باب موادّ قياسات مىشود آنست كه به تقسيم موادّ بطور كلّى شخص پى برده و اقسام را آگاه مىشود ولى اينكه كدام مادّه در كداميك از اقسام داخل است هرگز منطق متصدّى و ضامن آن نمىباشد و بديهى است كه نمىتوان قاعده و ضابطهاى براى اين امر وضع و جعل نمود .
شرح مقصود
قوله : و قد عثرت : يعنى آگاه شدم .
قوله : بعد ما ذكرت هذا : مشار اليه « هذا » نسبت قول مذكور به اخباريّين است .
قوله : على كلام يحكى عن المحدّث الاسترآبادى : حاكى اين عبارت مرحوم شيخ محمّد تقى در كتاب هداية المسترشدين ( حاشيه بر معالم ) مىباشد .
قوله : قال فى عداد ما استدلّ به الخ : اين عبارات را ايشان در كتاب فوائد مدنيّه ، فصل دوّم كه براى بيان انحصار مدرك امور غير ضرورى در سماع از حضرات ائمه معصومين سلام اللّه عليهم اجمعين منعقد ساخته فرموده است .
قوله : تفطّنت لها بتوفيق اللّه : ضمير در « لها » به مقدّمه راجع است .
قوله : و هى انّ العلوم النّظريّة : ضمير « هى » به مقدمه عود مىكند .
قوله : قسم ينتهى الى مادّة الخ : مقصود از « مادّة » مواد قضايائى است كه جهت بيان مقاصد و مطالب در علوم ذكر مىشوند و آنها بر دو قسم هستند :
1 - موادّ قريب باحساس مانند صناعات خمس كه در علم منطق از آنها نام مىبرند و آنها عبارتند از :
شعر ، خطابه ، برهان ، جدل ، مغالطه .
2 - مادّه بعيد از احساس و آنها عبارتند از :
مادّه خيالى نسبت به شعر و مظنونات كه مادّه خطابه بوده و مشبّهات كه مادّه مغالطه است و يقينيّات كه مادّه برهان و جدل مىباشند .
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 133
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٣٣