مىآيد هيچ اعتنائى نيست زيرا در حقيقت و واقع قطع نبوده و اساسا قطع ممكن الحصول نمىباشد بلكه هرآنچه بعنوان قطع و يقين تلقّى شده صرف تخيّل و مجرّد وهم مىباشد .
2 - رأى صوفيّه : ايشان معتقدند كه از طريق استدلال و نظر قطع حاصل نمىگردد و هرگز بر علوم نظرى و صناعات برهانى و فلسفه يونان نمىتوان اعتماد نمود بلكه در حصول آن صرفا بايد از طريق رياضت و تزكيه نفس و تصفيه روح داخل شد پس علم حاصل از اين راه واقعا قطع و جزم بوده و مىتوان به آن اعتماد نمود .
3 - عقيده بسيارى از اخباريّين : ايشان مىگويند بر قطعى كه از مقدّمات عقليّه غير ضرورى حاصل مىشود نمىتوان اعتماد نمود بدليل اينكه اين سنخ مقدّمات بسيار مورد اشتباه و غلط قرار مىگيرند ازاينرو قطع حاصل از آنها غير قابل اعتناء نيست .
4 - رأى محقّقين از اصوليين : ايشان معتقدند كه قطع كاشف و طريقى از هر طريق و از هر سببى كه حاصل شود حجّت و دليل است چنانچه شرح آن بتفصيل گذشت .
قوله : الغير الضروريّة : قيد غير ضرورى براى اخراج « قطع ضرورى » است چه آنكه اجماعا بر چنين قطعى مىتوان اعتماد نمود .
مؤلّف گويد :
مقصود از ضروريّات قطعى طبق گفته برخى امورى است همچون مشاهدات باطنيّه يعنى وجدانيّات نظير گرسنگى و سيرى و همچون اوّليّات نظير بطلان و استحاله اجتماع نقيضين و همچون محسوسات مانند علم بزرگتر بودن كوه از سنگ و مشهورات مثل حسن صدق و قبح كذب .
قوله : و الغلط فيها : ضمير در « فيها » به مقدّمات عقليّه قطعيّه غير ضروريّه عود مىكند .
قوله : فلا يمكن الرّكون الى شىء منها : كلمه « ركون » بضمّ راء مصدر است از باب « نصر ، ينصر » به معناى ميل نمودن و اعتماد كردن و ضمير در « منها » به مقدّمات راجع است .
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 127
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٢٧