قوله : فلو سلّم ذلك : مشار اليه « ذلك » وقوع غلط و اشتباه در مطالب عقليّه است .
قوله : فله وجه : حاصل مقصود مصنّف ( ره ) اينست كه :
اگر مقصود اخباريّين از عدم اعتماد بر قطع حاصل از مقدّمات عقلى اينست كه از همان ابتداء و مرحله بدوى تأمّل در مسائل عقلى و دقّت در نكات فلسفى جايز نيست زيرا در اين وادى اشتباهات و خطاها بسيار واقع و حاصل مىشود .
براى كلامشان مىتوان وجهى درست نمود زيرا نه تنها دليلى بر وجوب تأمّل در ادلّه عقليّه جهت رسيدن به احكام شرعى نداريم بلكه در برخى از موارد دليل و برهان بر زجر از آن و عدم اعتبارش وارد شده نظير مسائل قضاء و قدر و بعضى از مسائل اعتقادى ديگر منتهى اين را نمىتوان از ايشان پذيرفت كه خطاهاى در ادلّه عقلى بيش از اشتباهات در مقدّمات نقلى است .
قوله : فلو خاض فيها : ضمير در « فيها » به مطالب عقليّه راجع است .
قوله : لم يعذر فى ذلك : مشار اليه « ذلك » « قطع بما لا يوافق الحكم الواقعى » مىباشد .
قوله : لتقصيره فى مقدّمات التّحصيل : ضمير در « لتقصيره » به قاطع راجع است .
قوله : الّا انّ الشّأن فى ثبوت كثرة الخطاء الخ : اين عبارت اشاره است به ردّ شق دوّم از ترديدى كه در مراد اخباريّين ذكر شد و حاصل مقصود اينست كه :
كلام در اينكه خطاء در فهم مطالب از مقدّمات عقليّه بيشتر باشد از ادلّه شرعى محل نظر و اشكال است زيرا چهبسا ادّعاء عكس آن شده چه آنكه عقليّات مبتنى بر قواعد و ادلّه مضبوط و محدودى است كه هركس برههاى از زمان وقتى عمر خويش را در آن صرف نمايد برايش حاصل مىگردد بخلاف شرعيّات زيرا اين سنخ از علم عبارتست از فروع مختلف و مسائل متشتّت كه اكثرا بر ادلّهاى متفرّعند كه ظنّى بوده و احيانا در برخى از آنها عقول و ادراكات دقّى و فلسفى راه ندارد ازاينرو تحصيل آن و رسيدن به احكام و مسائلش نياز شديد به صرف عمر و فكر داشته و به ملاحظه اينكه غالب احكام در اين فنّ مبتنى بر ظواهر و مفاهيم خفيّه است چهبسا
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 130
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٣٠