تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤

[ مقاله مؤلف ]

مؤلّف گويد : برخى از محقّقين بفرموده مرحوم شهيد ايراد و اشكالى وارد نموده‌اند كه به نظر بسيار متين و بجا است و آن اينكه : مخالفت در موارد مذكور از باب تجرّى نيست زيرا تجرّى در موردى تحقّق پيدا مىكند كه امر ظاهرى شرعى نبوده و صرفا امر عقلى متحقّق باشد . درحالىكه در تمام امثله امر ظاهرى شرعى بوده و مخالفت فاعل از قبيل مخالفت با امر ظاهرى مىباشد . بلى در يكى از موارد نامبرده امر ظاهرى شرعى وجود ندارد و آن مورد دوّم يعنى وطى زوجه مظنون الحيضيّة مىباشد كه در اين مثال اصل مقتضى است كه وى حائض نباشد پس امر ظاهرى شرعى با فعل وى موافق بلكه مصحّح آنست مگر فرض كنيم كه حالت سابق زن حيض بوده و شوهر به مقتضاى استصحاب بقاء ظنّ به حيض بودن داشته و با اين ظنّ مع‌ذلك اقدام بر فعل نموده و سپس معلوم شد كه حيض نبوده بلكه پاك بوده است چه آنكه در اين فرض همچون ساير موارد مخالفت از قبيل مخالفت با حكم ظاهرى شرعى است . قوله : فى منزل غيره فظنّها اجنبيّة : ضمير در « غيره » به شخص واجد راجع بوده و ضمير مؤنث در « فظنّها » به « امرأة » عود مىكند . قوله : فاصابها : ضمير فاعلى به « شخص واجد » و ضمير مفعولى به « امرأة » عائد است . قوله : فبان انّها زوجته او امته : ضمير در « انّها » به « امرأة » و در « زوجته » و « امته » به شخص واجد راجع است و جمله « انّها زوجته » در تأويل مصدر فاعل است براى « بان » . قوله : و منها لو هجم على طعام بيد غيره : كلمه « هجم » به معناى دست درازى نمودن است . قوله : بيد غيره : ضمير در « غيره » به فاعل « هجم » راجع است . قوله : فاكله فتبيّن انه ملكه : ضمير فاعلى در « اكله » به فاعل « هجم » و ضمير