تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
مفعولى آن به طعام راجع بوده و جمله « انّه ملكه » در تأويل مفرد و فاعل است براى « تبيّن » و ضمير مجرورى در « ملكه » به فاعل « هجم » عود مىنمايد . قوله : لو ذبح شاة بظنّ انّها للغير : ضمير فاعلى در « ذبح » به شخص راجع بوده و ضمير در « انّها » به شاة راجع است . قوله : به قصد العدوان : يعنى به نيّت تعدّى و ظلم به غير . قوله : فظهرت ملكه : ضمير در « ظهرت » به شاة و ضمير مجرورى در « ملكه » به ذابح رجوع مىنمايد . قوله : بظنّ انّها معصومه : ضمير در « انّها » به « نفسا » رجوع كرده و مقصود از « معصومه » نفسى است كه قتل آن حرام مىباشد . قوله : فبانت مهدورة : ضمير در « بانت » به « نفسا » رجوع نموده و مراد از « مهدوره » نفسى است كه قتلش جايز بلكه احيانا واجب مىباشد . قوله : يحكم بفسق المتعاطى ذلك : كلمه « متعاطى » به معناى مرتكب بوده و مشار اليه « ذلك » افعال نامبرده مىباشد . قوله : لدلالته على عدم المبالات بالمعاصى : ضمير در « لدلالته » به « تعاطى » و ارتكاب راجع مىباشد . قوله : و كلاهما تحكم و تخرّص على الغيب : ضمير در « كلاهما » به « الحكم به فسق المتعاطى » و « عقاب متوسّط بين صغيره و كبيره » عود مىكند و كلمه « تحكّم » به معناى زور گفتن و ادّعاى بدون دليل بوده و « تخرّص » به معناى تخمين زدن و حكم حدسى بيان نمودن و گاهى به معناى كذب نيز مىباشد . مؤلّف گويد : امّا تحكّم نسبت به « حكم بفسق متعاطى » بخاطر اينست كه دليلى در دست نيست كه فعل متعاطى گناه كبيره باشد . و امّا تحكم نسبت به « عقاب متوسّط » جهتش آنست كه اگر تجرّى عنوان حرام بوده و موجب عقاب است پس حكم بتوسّط عقاب بدون وجه مىباشد و اگر حرام نبوده و سبب تحقّق عقاب نمىگردد پس اساسا اصل عقاب و استحقاق بدون معنى است .