3 - قصد گناه با ارتكاب امرى كه به اعتقادش معصيت و گناه است .
4 - انجام امرى كه احتمالا گناه بوده به اميد اينكه نافرمانى و عصيان تحقّق يابد .
5 - ارتكاب امرى كه محتملا گناه باشد زيرا باكى از مصادف شدن با حرام ندارد .
6 - انجام امرى كه از طرفى خوف دارد گناه بوده و از جانبى اميدوار است كه عصيان و نافرمانى نباشد .
البتّه شرط صادق بودن تجرّى و تحقّق آن در سه فرد اخير اينست كه جهل فاعل عذر عقلى يا شرعى نباشد چنانچه در شبهه محصوره وجوبيّه يا تحريميّه اينطور است كه جاهل معذور نيست و امّا اگر جهلش بحسب عقل يا شرع عذر باشد اساسا در ارتكابش احتمال معصيت نبوده اگرچه محتملا با واقع مخالفت نموده باشد مانند عمل به اصالة البراءة و استصحاب برائت كه عامل قطعا معذور است ولى ممكنست دو اصل ياد شده با حكم واقعى مخالف باشند ولى احتمال مخالفت با واقع غير از احتمال تحقّق عصيان و نافرمانى است .
شرح مقصود
حاصل مراد و خلاصه مقصود مصنّف ( ره ) در اين مقام اينست كه براى تجرّى شش قسم نقل شده كه قدر جامع و معناى مشترك بين تمام اينست كه فاعل يا اصلا از مصادف شدن حرام و ارتكاب آن باكى نداشته يا آنكه تورع و اجتنابش از آن كم و ناچيز است ازاينرو در وى داعى قوى بر احتراز از محارم و ترك واجبات وجود ندارد .
قوله : على اقسام يجمعها عدم المبالات : ضمير مفعولى در « يجمعها » به اقسام راجع بوده و فاعل آن « عدم المبالات » است و كلمه « مبالات » بضمّ ميم يعنى در كارى اهتمام داشتن و اطرافش انديشيدن .
قوله : او قلّتها : ضمير مجرورى به « مبالات » عود مىكند .
قوله : احدها مجرّد القصد الى المعصية : ضمير در « احدها » به اقسام عود مىكند .
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 118
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١١٨