كه شخص به حال قصد مانده و بىاختيار از ارتكاب عمل عاجز شد .
مؤلّف گويد :
به نظر اين جمع شاهد و مستندى نداشته بلكه دليل بر خلاف آن در دست است زيرا صحّت اين جمع در وقتى است كه اخبار دستهء اوّل بر ثبوت عقاب نسبت به بقاء قصد و ادامه آن دلالت داشته باشد .
درحالىكه لحن آنها بتاتا عقاب و مؤاخذه را بر ماهيّت قصد نفى و سلب نموده است چنانچه تأمّل در اين روايات مثبت مدّعاى ما مىباشد .
دوّم : بگوئيم اخبار دسته اوّل ناظر به كسى است كه صرفا به قصد اكتفاء نموده و اخبار دسته دوّم محمول بر كسى است كه وارد عمل نيز شده و لو به اينكه بعضى از مقدّمات حرام را مشغول شده باشد .
مؤلّف گويد :
به نظر اين جمع صحيح و متين مىباشد چه آنكه در اخبار دسته اوّل ملاك عقاب را عمل قرار داده و اين خود بهترين شاهدى است بر اين جمع .
و شاهد ديگر آنست كه مرحوم مصنّف به آن استشهاد فرمودهاند و آن اينست كه :
بعضى از اساطين فرمودهاند :
اعانت بر حرام ، حرام است اگرچه به اين باشد كه انسان نيّت و قصد بر ارتكاب حرام را كه در خويش مىيابد تقويت كرده و به مرحله عمل برساند .
و از ظاهر اين عبارت استفاده مىشود كه تا مادامىكه قصد را تقويت ننموده و بوادى عمل وارد نكند حرام نيست .
قوله : حمل الاخبار الاول : كلمه « اول » بضمّ همزه و فتح واو جمع اولى مؤنّث « اوّل » مىباشد .
و اينكه در بعضى از نسخ « اوّله » با تاء ضبط شده صحيح نيست .
قوله : ارتدع عن قصده : يعنى انزجر عن نيّته و ضمير در « قصده » به « من موصوله » راجع است .
قوله : بنفسه : يعنى باختياره .
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 116
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١١٦