صورتش غير آن بوده بلكه يا ملك است و يا شيطان مىباشد ، كلب است يا شير و يا گرگ و يا ميمون و يا غير اينها .
قوله : بعزم كلّ من الطّائفتين : كلمه « بعزم » جارّ و مجرور ، متعلّق به تعليل مىباشد .
قوله : كغارس الخمر : مقصود كغارس الكرم لوصوله الى الخمر است و استعمال خمر بجاى « كرم » استعمال مجازى به علاقه ما يئول اليه مىباشد .
قوله : و الماشى لسعاية مؤمن : كلمه « سعايت » به معناى بدگوئى است .
قوله : و فحوى ما دلّ الخ : مقصود از « فحوى » مفهوم خطاب است كه در اصول از آن به مفهوم موافقت و لحن الخطاب و قياس اولويّت نام مىبرند همچون مفهوم آيه شريفه :
فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ
كه عبارت باشد از « لا تضر بهما » .
قوله : كالدّاخل فيه معهم : ضمير « فيه » به فعل و ضمير « معهم » به قوم راجعست .
قوله : و يؤيّده قوله تعالى انّ الّذين الآية : ضمير منصوب در « يؤيّده » به عقاب بر قصد راجعست چه آنكه مضمون آيه شريفه اينست كه عذاب اليم بر كسانى است اشاعه فحشاء را دوست داشته و به آن خشنود و راضى هستند اگرچه خود فاعل و مباشر اشاعه نباشند . « سوره نور آيه 19 »
قوله :
إِنْ تُبْدُوا ما فِي أَنْفُسِكُمْ
الآية : در اين آيه خداوند متعال مىفرمايد بر آنچه در ضمائر و نفوستان پنهان داريد محاسبه مىشويد و بديهى است كه اضمار در نهان همان نيّت و قصد است . « سوره بقره آيه 284 »
قوله : من رضى بفعل فقد لزمه : ضمير فاعلى در « لزمه » به فعل و ضمير مفعولى آن به « من موصوله » راجعست و حاصل مضمون اين حديث شريف آنست كه رضايت و خشنودى بهر فعلى باعث اين مىشود كه تبعات آن فعل با شخص راضى ملازم و همراه شود . و اين حديث نيز مؤيّد اينست كه نيّت و قصد مناط عقاب و ثواب مىباشد .
قوله :
فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ :
« سوره آل عمران آيه 183 » .