امام عليه السّلام فرمودند : ناحيه و حدودى را كه ديدى نجس به آن اصابت كرده ولى متعيّنا موضعش را نمىدانى بايد آب بكشى تا يقين به طهارت برايت حاصل شود .
عرض كردم : در صورتى كه شكّ كنم نجاستى به لباسم رسيده آيا وظيفه دارم در آن نظر كرده و تفحّص نمايم ؟
امام عليه السّلام فرمودند : خير ، ولى چون طالب هستى شكّ واقع شده را بر طرف كنى برايت اين امر جايز هست .
عرضه داشتم : اگر در حال نماز ببينم در جامهام نجاستى مىباشد چكنم ؟
حضرت فرمودند : نمازت را بهم بزن و بعدا اعاده كن مشروط به اينكه قبل از نماز در اصابت نجاست به جامهات شكّ داشتى و پس از ورود به نماز آن را ديدى .
و اگر شكّ برايت قبلا نبود و بدوا در نماز نجاست را به حالت مرطوبى و تازه ديدى حكم آنست كه نماز را قطع كن و جامه را آب بكش سپس از دنباله نماز آن را ادامه بده زيرا تو نمىدانى شايد نجاست بعد از آنكه وارد به نماز شدى به لباست اصابت كرده باشد و تو وظيفه ندارى و سزاوار نيست كه يقين قبلى را بشكّ لاحق نقض كنى .
متن : و قد ظهر ممّا ذكرنا فى الصّحيحة الاولى تقريب الاستدلال بقوله « فليس ينبغى ان تنقض اليقين بالشّكّ » فى كلا الموردين و لا نعيد .
نعم ، دلالته فى المورد الاوّل على الاستصحاب مبنىّ على ان يكون المراد من اليقين فى قوله عليه السّلام « لانّك كنت على يقين من طهارتك » اليقين بالطّهارة قبل ظنّ الاصابة كما هو الظّاهر ، فانّه لو كان المراد منه اليقين الحاصل بالنّظر و الفحص بعده الزّائل بالرّؤية بعد الصّلاة كان مفاده قاعدة اليقين كما لا يخفى .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 853
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨٥٣