لانّك كنت على يقين من طهارتك فشككت ، فليس ينبغى لك ان تنقض اليقين بالشّكّ ابدا .
مورد دوّم ، پس از اين سؤال بود كه زراره عرض كرد :
ان رأيته فى ثوبى و انا فى الصّلاة ؟
امام عليه السّلام در جوابش فرمودند :
تنقض الصّلاة و تعيد تا جائى كه فرمودند :
فليس ينبغى لك الخ .
حال استدلال به اين عبارت كه در مورد اوّل واقع شده بر حجّيّت استصحاب مبنىّ است بر اينكه مقصود از « يقين » كه در « لانّك كنت على يقين من طهارتك » يقينى باشد كه پيش از ظنّ به اصابت نجس زراره به طهارت جامهاش داشته چه آنكه در اين فرض معناى حديث سؤالا و جوابا اين مىشود :
زراره در سؤال قبلى پرسيده :
اگر ظنّ داشتم كه نجاست به جامهام اصابت كرده ولى به آن يقين پيدا نكردم لذا پس از حصول اين ظنّ نظر كرده چيزى نديدم لاجرم نمازم را خوانده سپس بعد از نماز نجاست را در لباسم يافتم ؟
امام عليه السّلام فرمودند :
جامهات را آب بكش ولى نمازت را اعاده مكن .
زراره پرسيد :
چرا نماز را اعاده نكنم .
حضرت فرمودند :
چون تو قبل از اينكه ظنّ به اصابت نجاست پيدا كنى يقين داشتى جامهات طاهر است پس شايسته نيست اين يقين را به واسطه شكّ يعنى ظنّ مزبور نقض نمائى .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 855
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨٥٥