جواب
در جواب مىگوئيم :
اين اشكال و سؤال نبايد طرح گردد زيرا شبهه و ترديدى نيست در اينكه براى جواز تقليد ناچاريم از بقاء رأى و اعتقاد فلذا اگر به واسطه جنون و يا تبدّل رأى و امثال اين دو رأى زائل گردد قطعا تقليد چنين شخصى جائز نيست چنانچه عنقريب به آن اشاره نموديم .
كلام در تقليد استمرارى
سپس مرحوم مصنّف مىفرماين :
آنچه گفتيم راجع به تقليد ابتدائى بود و امّا كلام در تقليد استمرارى يعنى بقاء بر ميّت بسا در جواز آن اينطور گفته شده كه جواز بقاء بر ميّت مقتضاى استصحاب احكامى است كه شخص در آن احكام تقليد از مجتهد ميّت در وقت حياتش نموده لذا پس از مرگش به همان تقليد مىتواند باقى باشد زيرا رأى مجتهد فقيد اگرچه در حين حياتش مناط و ملاك بود براى عروض و حدوث احكام و مقلّد در آنها از وى تقليد مىنمود ولى در عين حال بايد توجّه داشت كه رأى فقيه عرفا از اسباب عروض احكام است نه از مقوّمات موضوع و معروض تا به زوالش زائل گردد .
اشكال مرحوم مصنّف در استدلال مذكور
مرحوم مصنّف مىفرماين :
مخفى نماند كه سابقا يعنى زمانى كه مجتهد در حيات بود علم و يقين به حكم شرعى حاصل نبوده تا بتوانيم آن را پس از مرگش استصحاب كنيم زيرا جواز تقليد يا به حكم عقل بوده و يا بدليل نقلى و شرعى مىباشد :