مىفرماين :
در كلام ميرزا ( ره ) غفلتى است آشكار چه آنكه ايشان گمان نمودهاند مرحوم شيخ اعظم در مورد ترجيح بحسب جهت ملتزم شدهاند به اينكه متعارضين مىبايد از حيث صدور باهم متساوى باشند تا نوبت به اين ترجيح برسد اعمّ از اينكه تساويشان بخاطر اين باشد كه علم بصدور هر دو داشته باشيم يا فعلا تعبّد به صدورشان بنمائيم .
درحالىكه اينطور نيست زيرا بديهى است غرض مرحوم شيخ از تساوى از حيث صدور بحسب تعبّد ، تساوى آنها بحسب دليل تعبّد بصدور مىباشد چه آنكه پرواضح است دليل حجّيّت خبر مقتضى تعبّد فعلى به متعارضين نبوده بلكه نسبت به يكى از آنها نيز چنين اقتضائى ندارد و مقتضاى دليل علاج نيز هرگز تعبّد باحد المتعارضين يا از باب تخيير و يا از حيث ترجيح نمىباشد .
تحرير و شرح
قوله : و حسبان : يعنى مرحوم ميرزا پنداشتهاند .
قوله : انّه التزم قدّس سرّه : ضمير در « انّه » و « التزم » به مرحوم شيخ اعظم راجع است .
قوله : مع بداهة انّ غرضه الخ : ضمير در « غرضه » به شيخ عليهالرّحمه عود مىكند ، حاصل آنكه :
غرض مرحوم شيخ اعظم اينست كه براى متعارضين در مورد ترجيح بحسب جهت حجّيّت انشائيّه اثبات كنند نه حجّيّت فعليّه چه آنكه بر اين قسم از حجّيّت ( حجّيّت فعليّه ) هيچ دليلى قائم نشده نه از ادلّه اصل حجّيّت و نه از ادلّه علاجيّه لذا چگونه مىتوان مرحوم شيخ را به آن ملتزم دانست و سپس كلامش را مورد اعتراض و ايراد قرار داد .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1236
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٢٣٦