تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1212

مساهمون:

ص١٢١٢
مراتب ديگر قرار نمىدهد زيرا نه براى هيچيك از آنها وضع شده و نه قرينه معيّنه‌اى براى آنها در دست مىباشد زيرا ممكنست متكلّم يكى از مراتب را اراده كرده ولى قرينه‌اى براى آن نصب نكرده باشد تا بمقصودش مطّلع گرديم . تحرير و شرح مرحوم مصنّف قبلا فرمودند : مخصّص اگرچه حجّيّت عام را در عموم از بين مىبرد ولى ظهورش را نمىتواند سلب و نفى كند لذا اين كلام منشا شده براى اشكالى كه حاصلش اينست : پس از آنكه عام به كمك مخصّص قطعى تخصيص خورد بطور قطع و يقين در عموم استعمال نشده حال چگونه مىتوان ادّعاء نمود در آن ظاهر است . خلاصه جوابى كه مرحوم مصنّف از اين اشكال داده‌اند اينست كه : به كمك مخصّص مىتوانيم كشف كنيم كه از عام عموم اراده نشده نه آنكه عام در عموم استعمال نگرديده و اساسا اين دو امر باهم فرق داشته و هيچ تلازمى بين آنها وجود ندارد زيرا بسا ممكنست از لفظى معنائى اراده نشده ولى در عين حال استعمال صورت گرفته و به تعبير ديگر لفظ در معناى مزبور ظهور دارد و بايد توجّه داشت كه القاء عام به منزله اعطاء قاعده است ، پس همان‌طورىكه اعطاء قاعده مفيد امر كلّى بوده القاء عام نيز دلالت بر معناى كلّى دارد ازاين‌رو تا مادامىكه به وجود مخصّص علم پيدا نكرديم الزاما بعام بايد عمل كرد . بلى ، البتّه پس از علم بوجود مخصّص عام در عموم حجّت نيست بلكه حجّيّتش در تمام افراد باقيمانده بعد از تخصيص مىباشد و اين حجّيّت