همان معاملهاى كه قبل از تخصيص با عام و خصوصات مزبور مىنموديم اكنون نيز بايد به همان اخذ كرد .
تحرير و شرح
قوله : لو كان فى البين : ضمير در « كان » به اظهر راجع است .
قوله : فتعيّنه ربّما لا يخلو عن خفاء : ضمير در « تعيّنه » به اظهر برمىگردد .
قوله : و لذا وقع بعض الاعلام : مقصود مرحوم نراقى است .
قوله : حيث توهّم انّه اذا كان هناك الخ : ضمير در « توهّم » به نراقى و در « انّه » به معناى « شأن » مىباشد .
قوله : عام و خصوصات و قد خصّص الخ : مثلا عامّى مانند : اكرم العلماء وارد شد و دو خاصّ ديگر بطور منفصل قائم شدند يكى لا تكرم الفسّاق منهم و ديگرى لا تكرم النّحاة .
نسبت هركدام از اين دو خاصّ با عام ، عموم و خصوص مطلق است ولى اگر عام را با لا تكرم الفسّاق منهم تخصيص دهيم و پس از آن باقى مانده يعنى عالم غير فاسق را با « نحاة » بسنجيم ملاحظه مىكنيم كه نسبت آنها عموم و خصوص من وجه مىگردد .
قوله : بعد تخصيصه به : ضمير در « تخصيصه » به عام و در « به » به بعض الخصوصات عود مىكند .
قوله : و تقديم الرّاجح منه و منها : ضمير در « منه » به عام و در « منها » به خصوصات برمىگردد .
قوله : لا تقديمها عليه : ضمير در « تقديمها » به خصوصات و در « عليه » به عام برمىگردد .
قوله : الّا اذا كانت النّسبة بعده على حالها : ضمير در « بعده » به تخصيص برمىگردد .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1209
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٢٠٩