ترجمه :
اشكال
اگر در مقام اشكال گفته شود :
عام پس از تخصيص خوردنش به مخصّص قطعى بطور يقين و مسلّم ديگر در عموم استعمال نشده پس چگونه بگوئيم ظاهر در عموم بوده و صرفا حجّيّتش مسلوب مىباشد .
جواب
در جواب اين اشكال مىگوئيم :
آنچه معلوم و مشخّص است اينكه از عام مزبور عموم اراده نشده نه آنكه در عموم استعمال نگرديده چه آنكه قاعده مفيد عموم است اگرچه معطى قاعده از آن عموم اراده نكرده باشد ، بنابراين تا مادامىكه علم به تخصيص قاعده پيدا نكردهايم لازم است به عمومش عمل كنيم و در غير اين صورت هيچ وجهى براى حجّت بودن عام در تمام باقى افراد وجود ندارد زيرا ممكنست عام پس از تخصيص در تمام باقى استعمال شده باشد همانطورىكه احتمال دارد متكلّم از آن غير باقى يعنى مراتبى را كه ممكنست تخصيص به آنها منتهى شود اراده نموده باشد .
اگر گفته شود :
اراده افراد باقى پس از مخصّص يقينى مستند به دليل است و آن نفس وجود مخصّص مىباشد امّا ساير مراتب مقصود بودنشان مشكوك و محتمل است چه آنكه مخصّصات ديگر معلوم الوجود نبوده بلكه با اصالة العدم مىتوان وجود مخصّصات ديگر را نفى نمود .
در جواب مىگوئيم :
اصل مزبور ( اصالة العدم ) موجب آن نيست كه براى عام مخصّص ظهورى در تمام باقى منعقد شده همانطورىكه آن را ظاهر در غيرش يعنى
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1211
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٢١١