تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1200

مساهمون:

ص١٢٠٠
براى اخذ باطلاق نمىباشد بخلاف عكس يعنى اخذ بظهور عام و تقييد ساختن اطلاق چه آنكه بودن اطلاق هيچ خللى در ظهور عام وارد نكرده و باعث آن نمىشود كه از آن رفع يد نمود فلذا تقديم اطلاق بر عموم و تخصيص دادن عام موجب آنست كه اين تخصيص بدون وجه بوده و دور لازم آيد . وجه ديگرى كه براى تقديم ظهور عام بر مطلق گفته‌اند اينست كه : تقييد اغلب از تخصيص است بنابراين در فرض دوران مذكور لازم است از ظهور اطلاق رفع يد شود نه از ظهور عام .

اشكال در دو دليلى كه براى تقديم ظهور عام بر مطلق گفته شده

مرحوم مصنّف مىفرماين : دو دليلى كه براى تقديم ظهور عام بر مطلق تقرير شد ضعيف و غير قابل اعتماد است . امّا در دليل اوّل : گفته شد ظهور مطلق تعليقى و ظهور عام تنجيزى مىباشد به اين معنا اخذ بمطلق معلّق است بر عدم بيان و اين امر جزئى از مقدّمات حكمت بوده كه بعد از تماميّت آن مىتوان بمطلق اخذ نمود و درحالىكه مجرّد وجود عام خود بيان بوده و بدين ترتيب تمسّك باطلاق جايز نيست . در جواب مىگوئيم : عدم بيانى كه جزء مقتضى است براى مقدّمات حكمت عبارتست از عدم بيان در مقام تخاطب نه عدم البيان الى الابد لذا همين مقدار كه در وقت خطاب و القاء اطلاق متكلّم بيانى كه مشتمل بر تقييد اطلاق است نياورد كافيست باطلاق اخذ شود و لو بعدا مقيّد براى آن ذكر گردد بنابراين عام از اين حيث ترجيحى بر اطلاق ندارد .