مىدهد در بين نباشد و چنانچه گفتيم سيره قطعيّه از زمان ائمّه طاهرين عليهم السّلام تا به اكنون جارى است بر اينكه بين عام و خاصّ و مطلق و مقيّد تعارضى نبوده و اينگونه موارد را عرف خود علاج نموده و آن به اينست كه عام را بر خاصّ و مطلق را بر مقيّد حمل مىكنند بهطورى كه در مواجه شدن با آنها هيچ دچار حيرت و ترديد نمىباشند ولى در ساير مواضع به حالت حيرت درآمده و در حكمش فرومىمانند ازاينرو براى رفع اين سرگردانى به حضرات ائمّه عليهم السّلام متوسّل شده و از ايشان چارهجوئى نمودهاند و پرواضح است اين سيره با اين خصوصيّت خود دليل بارز و روشنى است كه سؤالات و پرسشها در اخبار علاجيّه محمول بر غير موارد جمع عرفى مىباشد در نتيجه بايد بگوئيم :
به واسطه اخبار علاجيّه از بناء عقلاء و سيره علماء كه بين عام و خاصّ و مطلق و مقيّد جمع نموده و به تعبير ديگر حمل ظاهر على الاظهر مىنمايند ردع و منعى ثابت نمىگردد و اين اخبار را نمىتوان مدرك تخطئه رأى مشهور قرار داد .
تحرير و شرح
قوله : و دعوى انّ المتيقّن منها غيرها : ضمير در « منها » به اخبار علاجيّه راجع است و در « غيرها » به موارد جمع عرفى عود مىكند .
قوله : غايته انّه كان كذلك : ضمير در « غايته » به دعوى راجع بوده و ضمير در « انّه » به معناى « شأن » مىباشد و ضمير در « كان » به متيقّن برمىگردد و كلمه « كذلك » يعنى اطلاقات بر غير موارد جمع عرفى حمل مىشوند .
قوله : و بذلك ينقدح وجه القول الثّانى : مشاراليه « ذلك » اشكالى است كه بر مشهور وارد شد .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1196
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١١٩٦