نفس اراده علّت براى فعل مىشود و همين امر مرجّح تحقّق شىء مراد مىباشد و بدين ترتيب امتناع و استحاله بر طرف مىشود و بايد توجّه داشت كه شىء ممتنع ، وجود ممكن بدون علّت مىباشد بنابراين هيچ استحاله و امتناعى نيست در اينكه حقتعالى مرجوح را بر راجح ترجيح دهد مگر از اين باب كه صدور قبيح از جنابش محال مىباشد و امّا غير حقتعالى بايد بگوئيم :
اگر شخص اختيار نمود كه مرجوح را بر راجح ترجيح دهد هيچ استحالهاى در آن وجود ندارد .
و خلاصه كلام آنكه :
ترجيح بدون مرجّح به اين معنى كه شىء ممكن بدون علّت تحقّق يابد البتّه امر محال و ممتنعى است زيرا از باب ترجّح بدون مرجّح مىباشد و اگر مقصود از آن اختيار شىء بدون وجود داعى عقلائى باشد قبيح بوده نه ممتنع و محال و نبايد اين دو معنى باهم اشتباه و خلط گردد .
تحرير و شرح
قوله : انّه لو لم يجب ترجيح : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » مىباشد .
قوله : انّه انّما يجب التّرجيح : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » مىباشد .
قوله : بالاضافة الى ملاكها : يعنى ملاك الحجّيّة .
قوله : و كان التّرجيح بها : ضمير در « بها » به تلك المزيّة راجع است .
قوله : و هو قبيح : ضمير « هو » به ترجيح بلامرجّح راجع است .
قوله : من انّ التّرجيح بلا مرجّح الخ : اين عبارت بيان است از « ما هو فى الاضراب » يعنى ترجيح بلامرجّح تنها در افعال اختياريّه جارى مىشود .
قوله : و منها الاحكام الشّرعيّة الخ : ضمير در « منها » به افعال اختياريّه راجع است .
قوله : الّا من باب امتناع صدوره منه تعالى : ضمير در « صدوره » به قبيح
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1173
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١١٧٣