تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1167

مساهمون:

ص١١٦٧
با كتاب به « زخرف » و « باطل » و « ليس بشيء » و « لم نقله » تعبير نموده و يا احيانا ما را امر نموده‌اند كه اين‌گونه از اخبار را به جدار بزنيم . و همچنين است اخبار موافق با قوم يعنى درباره اين‌گونه از اخبار نيز احتمال قوى مىدهيم كه ذاتا حجّت نباشند چه آنكه ضرورى و بديهى است اصالة عدم صدور روايت بعنوان تقيّه كه به ملاحظه خبر مخالف با عامّه اصل مسلّمى است و در صورت وثوق بصدور روايت از آن استفاده مىكنند در اينجا جارى نيست چون اطمينان داريم خبر موافق با عامّه صدورش على وجه التّقيّة مىباشد و با چنين اطمينانى ابدا اصل مزبور جارى نمىگردد . و همچنين صدور يا ظهور در خبر مخالف با كتاب بسيار موهون و سست است به‌طورى كه ادلّه اعتبار سند و ظهور شاملش نمىگردد ازاين‌رو خبر موافق با عامّه يا مخالف با كتاب باحتمال قوى اصلا حجّت نمىباشند ، بنابراين اين دسته از اخبار ترجيح در مقام تمييز و تشخيص حجّت از لا حجّت بوده نه درصدد ترجيح حجّتى بر حجّت ديگر . تحرير و شرح قوله : حال سائر اخباره : يعنى اخبار ترجيح . قوله : من اخبار الباب : يعنى باب تعارض . قوله : وجهه : يعنى وجه نظر . قوله : فى انّه زخرف : ضمير در « انّه » به خبر مخالف الكتاب راجع است . قوله : لو لا القطع به : ضمير در « به » به صدور عود مىكند . قوله : للوثوق حينئذ : يعنى حين يكون الخبر موافقا للعامّة . قوله : بصدوره كذلك : يعنى بصدور الخبر تقيّة . قوله : و لا الظّهور : يعنى و لا يعمّه ادلّة اعتبار الظّهور .