با كتاب به « زخرف » و « باطل » و « ليس بشيء » و « لم نقله » تعبير نموده و يا احيانا ما را امر نمودهاند كه اينگونه از اخبار را به جدار بزنيم .
و همچنين است اخبار موافق با قوم يعنى درباره اينگونه از اخبار نيز احتمال قوى مىدهيم كه ذاتا حجّت نباشند چه آنكه ضرورى و بديهى است اصالة عدم صدور روايت بعنوان تقيّه كه به ملاحظه خبر مخالف با عامّه اصل مسلّمى است و در صورت وثوق بصدور روايت از آن استفاده مىكنند در اينجا جارى نيست چون اطمينان داريم خبر موافق با عامّه صدورش على وجه التّقيّة مىباشد و با چنين اطمينانى ابدا اصل مزبور جارى نمىگردد .
و همچنين صدور يا ظهور در خبر مخالف با كتاب بسيار موهون و سست است بهطورى كه ادلّه اعتبار سند و ظهور شاملش نمىگردد ازاينرو خبر موافق با عامّه يا مخالف با كتاب باحتمال قوى اصلا حجّت نمىباشند ، بنابراين اين دسته از اخبار ترجيح در مقام تمييز و تشخيص حجّت از لا حجّت بوده نه درصدد ترجيح حجّتى بر حجّت ديگر .
تحرير و شرح
قوله : حال سائر اخباره : يعنى اخبار ترجيح .
قوله : من اخبار الباب : يعنى باب تعارض .
قوله : وجهه : يعنى وجه نظر .
قوله : فى انّه زخرف : ضمير در « انّه » به خبر مخالف الكتاب راجع است .
قوله : لو لا القطع به : ضمير در « به » به صدور عود مىكند .
قوله : للوثوق حينئذ : يعنى حين يكون الخبر موافقا للعامّة .
قوله : بصدوره كذلك : يعنى بصدور الخبر تقيّة .
قوله : و لا الظّهور : يعنى و لا يعمّه ادلّة اعتبار الظّهور .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1167
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١١٦٧